حالم بده، عصبیم، پانیک دارم، استرس دارم، خوابم بهم ریخته و کابوس میبینم، تفریح درستی ندارم، انگیزهای ندارم، قدرت تکلم و ارتباط برقرار کردن با آدمها رو ندارم، سلامت روحی و جسمی ندارم، کلا هیچ امیدی ندارم رسما هیچی.
این خلاصهای از زندگیمه تو روزهایی که قرار بود بهترین روزهای زندگیم باشه.🙂
من نمیگم دوستت دارم ، به جاش وقتی بهت نگاه میکنم بی آنکه بخواهم ‹ لبخند › میزنم 🫀.
کاش شبا یکی بود ك سرمو میذاشتم رو شونشو چشمامو رو به این تاریکیِ دنیا میبستمو گریه میکردم :)!
ولی آخرینِروزِ مدرسه هرچقدر هم قشنگ باشه دردِجدایی اون کساییکه یکسال هرروز باهاشون بودی سخته🖤'!