دعا میکنم سال دیگه با اوني که دیشب براي رسیدن بهش دعا کرديد بريد مراسم شب ِقدر🥲
بله من منطقي تصمیم میگیرم و با احساساتم براي ِتصمیمي که گرفتم عزاداري میکنم🚶🏻♀
+ آقا؟
_ بله؟
+ شما باباي ِمن را ندیدي؟
او یك رَداي ِسبز دارد، هميشه براي ِما غذا ميآورد و یك کوله روي ِ پشتش است.
_ اسمش چیست؟
+ نميدانم. هربار پرسيدم، نگفت!
_ چه كارش داري؟
+ میخواهم خبرِ خوشي به او بدهم. خبرِ كشته شدنِ علي را
_ از اين خبر خوشحال ميشود؟
+ آري. مطمئنم او از خوشحالي ِمن، خوشحال ميشود.
_ مرگِ علي را جلوي ِاو آرزو ميکردي؟
+ آري. هميشه غذا كه ميآورد، جلويش علي را نفرين ميکردم، او هم دستهایش را بالا ميبُرد و ميگفت: خدایا مرگِ علي را برسان💔
دوستان میشه بگید این درس ِعبرت چند واحده؟
چون هرچي پاسش میکنم تموم نمیشه🦦