eitaa logo
درنگ
147 دنبال‌کننده
357 عکس
193 ویدیو
0 فایل
«درنگ؛ خانه‌ای برای روایت‌های هنری فرا تهران» 🏷️ ارتباط با ادمین @deraang_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
15.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️به وقت سـلام با صدای ملکوتی رهبر شهیـد 🥀 یا امام رضا… هم تو گل‌های اين باغ را می‌شناسی هم تمام شهيدان تو را می‌شناسند… 🖌️هنرمند: علیرضا حاج‌حیدری | اهل خوزستان ▫️موشن: سیدمحمد نوراللهی ▪️تولیدِ مرکز هنر و رسانه 📥 کانال دِرنگ در ایتا 👇🏻 eitaa.com/joinchat/3509585515C8af2855a27
🏷 من رودابه‌ام… 📝 من رودابه‌ام. فردوسی من را در قرن ۴ آفرید. جنگیدن بلد نبودم، ولی روی دیگری از حماسه وجود دارد که شاید کمتر دیده شود اما به همان اندازه مهم است. نقش من در آن روی دیگر حماسه را میان صفحات شاهنامه می‌توانید پیدا کنید... قرن‌ها بعد از فردوسی، من از بین کاغذهای کتاب بیرون آمدم. رفتم به استانی در ایران به نام اردبیل؛ در جسم دخترکی که پدرش حین جنگ، از اردبیل به تهران رفته بود تا به نیروهای هلال‌احمر آنجا کمک کند. تولد دختر در یکی از همان روزهایی بود که پدرش کیلومترها از او دور بود. من در جسم دخترک تلفنی با پدرم ارتباط گرفتم. نگران بود که ناراحت باشم از دستش برای اینکه روز تولدم کنارم نیست. احتمالا باید بغض می‌کردم و گله و شکایت از دست او و روزگار؛ اما شخصیت من با حماسه گره خورده است، هرچند دور از میدان نبرد. گفتم: نه، وظیفه‌اته، باید می‌رفتی. این همان روی دیگر حماسه است و من همان رودابه... تهمینه هم به این قرن آمده بود. او هم در اردبیل و در جسم یک مادر. برای یک مادر دل کندن از فرزندش سخت است، همان طور که تهمینه در قرن‌ها قبل، از غم فرزند جان داد؛ اما تهمینه هم آفریده فردوسی است و خوب می‌داند حماسه را. وقتی پسرش داشت به عنوان داوطلب هلال‌احمر می‌رفت به تهران، نگران بودند که اجازه ندهد یا بی‌قراری کند. او اما گفت: این نره کی بره؟ و این جمله یعنی آماده فدا کردن چیزی عزیزتر از جان بود. همان موقع بود که در جسم پسر جوانش قدرت و شجاعت رستم پیدا شد... در این جنگ، ما شخصیت‌های شاهنامه از قرن ۴، بیرون آمدیم و در ایرانِ سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ شمسی بودیم؛ بعضی در مواجهه مستقیم با جنگ و بعضی جوری دیگر. چشمت روشن آقای فردوسی، شاهنامه دوباره نوشته شده است... 🖌 پویا ابوالفضلی 🕊️ برای خواندن روایت روزهای جنگ بارقه را دنبال کنید: 🆔 ble.ir/bareqe 📥 درنگ| @deraang_ir
18.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️«یادته دستمو می‌گرفتی و باهات تاتی‌تاتی راه می‌اومدم؟ یادته آقا گفتن رو از تو یاد گرفتم؟ شما همه‌چیزو یادته، مگه نه؟ چون هر روز کنار هم بودیم. اونقدر که حتی یه لحظه، دستمو ول نکردی. حتی وقتی که داشتی واسه همیشه می‌رفتی. اون روزم دستمو گرفتی و گفتی بیا. بعدم با هم اومدیم اینجا. ▪️یادته به همه می‌گفتی: «خدا این دخترو برای من فرستاده؟» همه فکر می‌کردن فقط داری قربون‌صدقه‌‌م می‌ری. اما بابابزرگ! راست می‌گفتی. تو از اول می‌دونستی قرار نیست هیچوقت از آغوشت جدا بشم. نه توی دنیا، نه توی این مزار و نه حتی توی بهشت.» 🥀 هدیه به روح مطهر زهرای ۱۴ ماهه 🖌️ هنرمند: امیرمحمد نصیری | اهل گیلان 🏷️ موشن: سیدمحمد نوراللهی ▪️تولید مرکز هنر و رسانه 📥 دِرنگ | @deraang_ir
14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چگونه هفته وحدت نامگذاری شد؟ تقسیم‌بندی طایفه‌ای در ایرانشهر، متاسفانه به جدایی مساجد سنی از مساجد شیعه منجر شده بود. اهل سنت مساجد کوچکی داشتند که هر کدام چند نفر نمازگزار داشت، و شیعیان، یک مسجد داشتند که تمام سال تعطیل بود! پیشنهاد احیای مسجد را که دادم، بسیار تاییدم کردند. نماز و سخنرانی کوتاه بعدش، از بلندگو پخش می‌شد و این کار، نقش مهمی در احیای روحیه شیعه منطقه داشت؛ همان‌طور که اثر مثبتی بر مومنین اهل سنت داشت، وقتی التزام ما به نماز، قرائت فصیح، و تنوع سوره‌های قرآنی در قرائت را می‌دیدند. ✍🏻 “بخشی از خاطرات رهبر شهید در کتاب «خون دلی که لعل شد»” 🎞️ کارگردان: امیر عسکری ▫️این روایت تصویری حاوی صحنه های کمتر دیده شده از آقای شهیدِ ما در تبعید به ایرانشهر در سال ۱۳۵۶ است. 📥 دِرنگ | @deraang_ir
14.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در اوج روضه، گوشه‌ای آرام فارغ ز عالم گریه‌ها می‌کرد ما که نفهمیدیم حالش را شاید حسین (ع) او را صدا می‌کرد… 🏷️ شعرخوانی محسن کاویانی، شاعر اهل قم، در وصف شهید علیرضا رضازاده مقدم؛ شهید هم‌محله‌ای خود. 📥 دِرنگ | @deraang_ir
همزمان با چهلم وداع با آقای شهید ایران، کتابی از اشعار رهبر شهید انقلاب منتشر شد 📚 کتاب «از دفتر شعر امین» منتخبی از اشعار حضرت آیت‌الله‌العظمی شهید خامنه‌ای (قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه) با مقدمه‌ی دکتر غلامعلی حدادعادل توسط انتشارات انقلاب اسلامی منتشر و روانه‌ی بازار نشر شد. ▪️ «از دفتر شعر امین»، منتخبی از اشعار رهبر شهید انقلاب است که با آثار تایپوگرافی هنرمندان شناخته‌شده‌ی عرصه‌ی هنرهای ترسیمی و خوشنویسی از این اشعار آراسته شده است. این آثار، نتیجه‌ی کارگاه یک‌روزه‌ای به میزبانی و هدایت استاد مسعود نجابتی، مدیر هنری انتشارات انقلاب اسلامی است که در روزهای وداع تاریخی با رهبر شهید انقلاب برگزار شده بود. ▫️ هنرمندان حمید قربانپور، حسین چمن‌خواه، مجتبی مجلسی، محمد روح‌الامین، حامد مغروری، محمدرضا چیت‌ساز، فرهود مقدم، مجید کشاورزی، محمود بازدار، مهران پندار، ، علیرضا حصارکی، سعید کریمی، حسین‌رضا ونکی و هاجر سلیمی نمین آثارشان در این کتاب منتشر شده است. 📥 دِرنگ | @deraang_ir
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥀 ای تازه بهشت این زمین دارالذکر! ای آینه اهل یقین دارالذکر! ما هستی خود را به امانت دادیم پس باش مراقب امین، دارالذکر ▪️تولیدِ استدیو نویا 📥 دِرنگ | @deraang_ir
15.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥀 با گل بدرقه‌ات می‌کنیم ▪️یکی از چیزهایی که در مراسم وداع و تشییع آقا برایم تازگی داشت دیدن گل، دست مردم بود. در مراسم وداع، لیزیانتوس یا گلایول سفید زیاد دیده بودم. از فراوانی این دو تا می‌شد حدس زد موکب‌هایی دارند گل توزیع می‌کنند اما هر چه سر چرخاندم در مسیر ندیدم‌شان. ▫️دوست داشتم بدانم گلخانه‌دارها گل‌ها را نذر کرده‌اند یا افراد دیگری هستند که به جای موکب غذا و چای و شربت، موکب گل زده‌اند. امروز اما وقتی دم متروی فردوسی دسته گل زیبای زن را دیدم با یک ذوقی رفتم سمتش. «چه قشنگن گلاتون.» با لبخندی تشکر کرد. گل‌ها آلستر‌ومریای قرمز بودند با زنبوری سفید. خودش دیروز رفته بود گلفروشی و انتخاب‌شان کرده بود. ■ پرسیدم «چرا گل آوردین؟ مگه توی فرهنگ ایرانی برای تشییع کسی گل می‌بریم؟» وَرِ گل و گیاه‌دوستم داشت لذت می‌برد از انتخاب شخصی و زیبای زن و سمت علوم اجتماعی خوانده‌ام، می‌بردم به سمت پدیدار شناسی ماجرا. اما جواب زن، نقطه گذاشت بر ور دوم. «می‌خوام هدیه‌شون کنم به پیکر آقا. بندازم روی تابوت‌شون.» ✍🏻 زینب خزایی 🖌️ هنرمند: نعیمه فاضلی | اصفهان ▪️موشن: سیدمحمد نوراللهی 📥 دِرنگ | @deraang_ir
▪️وزن واقعی ایران حمایت و اراده مردم است..! 🖌️ هنرمند: علیرضا فدائی | اهل کرمانشاه 📥 دِرنگ | @deraang_ir
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بوم یا علی سو دکفه امه دل «امیرگِتِه» یعنی «امیر می‌گفت»؛ دو کلمه‌ای که در مازندران، آغاز بسیاری از دوبیتی‌های امیر پازواری شاعر و عارف نامدار اهل مازندران به کار می‌رود. ✍🏻 در روایت‌های شفاهی مازندران، امیر دهقانی بوده که دلبسته «گوهر»، دختر اربابش، می‌شود. روزی سواری نقاب‌دار از او خربزه‌ای می‌خواهد؛ آن هم در فصلی که هنوز خربزه نرسیده بود. امیر با اصرار سوارکار وارد جالیز می‌شود و خربزه‌ها را انباشته روی هم می‌بیند. سوار نیمی از خربزه را به امیر و نیم دیگر را به گوهر می‌دهد و پس از خوردن آن، هر دو شاعر می‌شوند. در روایت مردم، آن سوار کسی جز امیرالمونین علی(ع) نبود. ▪️به همین خاطر «امیرگِتِه» برای مردم مازندران، فقط آغاز یک دوبیتی نیست؛ بخشی از روایتی است که شعر امیر را با نام علی(ع) پیوند زده است. ▫️اشعار امیر پازواری در قالب آواز سنتی «امیری‌خوانی» در خطه مازندران سینه به سینه و نسل به نسل چرخانده می‌شود و همچنان در عروسی‌ها و دورهمی‌های مازندران شنیده می‌شود. 🎙️ خواننده: زنده‌یاد استاد ابوالحسن خوشرو 📥 دِرنگ | @deraang_ir
«هرگز نمیرد آن‌که دلش زنده شد به عشق» ▪️ زندگی استاد میرهاشم میری همچون شعری ناتمام بود؛ شعری که پایانش در دست روزگاری دیگر نوشته خواهد شد. «ترانه‌های انتظار» جوانی‌اش، سرآغاز این سفر بود؛ و «ماییم و دلی» واپسین زمزمه‌ای از دل شاعری بود که در لحظه وداع، هنوز به زندگی لبخند می‌زد. او کتابش را ندید، اما کتاب، او را خواهد دید؛ در نگاه هر خواننده‌ای که صفحاتی را ورق می‌زند و میان سطرها گریزی کوتاه به آسمان می‌اندازد. ▪️نام میری در حافظه همدان جاودانه خواهد ماند؛ همدانی که بر دوش تاریخ ایستاده و در صدای باد الوند، شعر هزارساله می‌خواند. 💠 آیین نکوداشت مرحوم میرهاشم میری، شاعر و چهره فرهنگی همدان، با حضور جمعی از شاعران و اهالی فرهنگ و ادب برگزار می‌شود؛ در این مراسم، از مجموعه رباعی «ماییم و دلی...»، آخرین اثر چاپ‌شده این شاعر، رونمایی خواهد شد. 🗓️ چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵ | ساعت ۱۰ 📍 همدان، خیابان بوعلی، پردیس سینمایی قدس 📥 دِرنگ | @deraang_ir
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا شبیه «محمدرضا» فرار نکردی؟! حساب آن طرفت را پر از دلار نکردی؟! ✍🏻 شاعر: محمد مرادی ▪️« فارس» 📥 دِرنگ | @deraang_ir