برات دعا میکنم:
اون لحظه ای که فکر میکنی
همه چیز تموم شده
و تو ناامیدترین حالتی
خدا قلبت رو نوازش کنه.
گفت:
یادت باشه
اون دری که خدا برات باز میکنه
بنده ی خدا نمیتونه ببنده...
هیچ وقت!!
میگفت:
خیلی وقته که خدا بغلم کرده. ولی من مثل بچهای که یکبار دست مامانش رو ول کرده و توی شلوغی رها شده ته دلم ترس هست از گمشدن دوباره...
هـَُبوطـ.!
میگفت: خیلی وقته که خدا بغلم کرده. ولی من مثل بچهای که یکبار دست مامانش رو ول کرده و توی شلوغی رها
ته دلم ترس هست از باختن دوباره...
چون،
[ به غیر از خدا با هر کی قمار کردم باختم ]
ای وای بر ما که کوری خود را همیشه با تعبیر«غیبت تو» میآوریم
و در این مسئله هم تو را متهم میکنیم
و دائم میگوییم«تو بیا» اما نمیدانیم
که تو هم آمدهای و هم آمادهای ولی تنها ندای هلمن ناصر تو غریبانهتر از جدت حسین (ع) است.
و هیچ گوش شنوایی برای این ندای مظلومانه نمییابی...
#شهیدحجتاللهرحیمی