واقعا در آرزوی یک کاری بودن در آرزو و فکر اینکه یک روزی بالاخره زندگیم رو درست میکنم و خودم رو جمع و جور میکنم خیلی شیرینه تاکید میکنم صرفا در فکر این کار بودن که اون روز بالاخره میاد و من هنوز فرصت دارم
طبقه بالا زیر پرده ای نداره شب ها معلومه میترسم ساختمون روبه رویی بیاد بگه پسرت مشکل ذهنی داره
بین دانشگاه رفتن و باغ رفتن و چوب جمع کردن یه محاسبه هزینه فرصت کردم و باغ رفتن و انتخاب میکنم حس و حال دانشگاه نیست
من نمیدونم سلف چرا باید در ماه رمضان بسته باشه؟خب همون ناهاری که میدین رو موقع اذان بدید دیگه
یک سری حرف ها هست که وقتی طرف مقابل در مورد یه بحثی میزنه کاملا متوجه میشم در حد ابتدائیات هم بارش نیست