باز شروع شد باز شروع باز شروع شد باز دانشگاه باز اون راه اون ترافیک اون خستگی اون سختی تهش هم هیچی نیست
نمیتونم بپذیرم باید بخوابم چون احساس میکنم به اندازه کافی از روزم استفاده نکردم قبل دانشگاه
بقیه رو به خاطر واکنش های لحظه ای و هیجانی که به خاطر ترس از صدای انفجار نشون میدن سرزنش نکنید اون لحظه مغز خیلی خوب نمیتونه تصمیم بگیره