eitaa logo
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
39 دنبال‌کننده
75 عکس
40 ویدیو
0 فایل
کمی فلسفه آمیخته به ادبیات . از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال جانش نفزود . https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_73avov&btn=Talking
مشاهده در ایتا
دانلود
"شهر بزرگ است تنم من طرفی غم طرفی یک طرفی آبم از او یک طرفی نارم از او"
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
#philosophy
سوال جالبی هست آیا اگر آدم ها هیچ سودی نداشته باشن حاضریم نگهشون داریم؟سود صرفا سود عینی منظورم نیست هر نوع سودی اصلا مگه میشه روابط هیچ سودی نداشته باشن؟ حتی اگر با آدم اشتباه هم صحبت بشیم یک سودی داره و اونم اینه که یاد میگیرم دیگه با اون آدم و امثال اون ارتباطی برقرار نکنیم
هیچ کس همراه نیست تنهای اول
آدمی به هیچ وجه ارباب اندیشه های خود نیست ضمیر آگاه در واقع برده ناخودآگاهی است.
وقتی در موقعیتی قرار میگیرم که بقیه علایقی مثل من دارن احساس ترس و ضعف و کمبود میکنم و دوست دارم سریع تر اون محیط رو ترک کنم دانشگاه یکی از جاهاست
روزگار، ای بازیگر عبوس، چرا لبخندت را میان ابرها گم کرده‌ای؟ چرا در هیاهوی خیابان‌ها، در سکوت بیابان‌ها تنهایی را برایمان هدیه آورده‌ای؟ میان دیوارهای سنگی و شب‌های بی‌پایان آرزوهایم به تاریک‌ترین نقطه تبعید شده‌اند. کوه‌ها زخم‌های کهنه به دوش دارند، رودها اشک‌های زمین را بر دوش کشیده‌اند. کاش صدایت را می‌شناختم، تا بدانم چرا اینچنین سخت‌گیرانه بازی می‌کنی. اما، روزگار، ای عبوسِ پر رمز و راز، من هنوز هم طلوع امید را در میان غروب‌های بی‌جان جستجو می‌کنم.
بزرگترین اشتباه من ورداشتن ریاضی 2 بود من یک رو نفهمیدم 2 رو چجوری پاس کنم
یک غمی هست که اصلا ول کن نیست فارغ از اینکه در چه وضعیتی باشم چه دستاورد هایی داشته باشم باز هم این غم همراه منه چه در شادی چه در لحظات غمگین
هر چقدر به این بچه ها بگین استرس نداشته باشین فایده ای نداره کنکور کلا استرس داره مخصوصا بار اول
دنیا گاه شبیه به صحنه‌ای می‌شود که بازیگرانش خود نمی‌دانند چرا و چگونه وارد آن شده‌اند. هرچه به جستجوی معنا می‌رویم، بیشتر در تارهای سردرگمی گرفتار می‌شویم، گویی که پاسخ‌ها خود از ما گریزان‌اند. زندگی تکرار بی‌پایانی از لحظات گنگ و بی‌رنگ به نظر می‌رسد، جایی که حتی امید نیز از پوسته‌ای از توهم تهی است. انگار در میان این بی‌معنایی، تنها چیزی که باقی می‌ماند، صدای ضعیفی است که پرسشی بی‌پاسخ را در سکوت شب زمزمه می‌کند: «چرا؟»