چیز خاصی نیست
همون فرد با همون ویژگی ها و همون فعالیت ها دلتنگ کانالش شد تصمیم گرفت برگرده
در پیچوخمهای تاریک جهان،
صدایم گم شده است،
چنانکه گویی سایهای میان سایههایم.
دل، خسته و گریان،
چشم، غرق در ابهام.
چگونه بیابم نوری، وقتی که ماه نیز پشت ابر پنهان است؟
راهها به جایی نمیرسند،
و گامهایم همچون سنگهای فروریخته،
بیمقصد و بیامید.
آیا این پایان است؟
یا شاید آغازی که چهرهاش را نمیشناسم؟
هرچند پژواکها در سکوت میمیرند،
اما هنوز دستی در درون، غرق تلاش است،
شاید، روزی، مسیری نو پیدا شود.
#شعر
برای بسیاری از احکام کلی مثال نقض میشه پیدا کرد فلذا از دادن حکم کلی تا جایی که بتونم امتناع میکنم