eitaa logo
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
40 دنبال‌کننده
66 عکس
33 ویدیو
0 فایل
کمی فلسفه آمیخته به ادبیات . از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال جانش نفزود . https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_73avov&btn=Talking
مشاهده در ایتا
دانلود
با عبارت جبر گونه این نبرد آرماگدونه و جنگ آخره و اول و آخر اتفاق میفته مشکل دارم ما خواستیم که نبردی اتفاق بیفته اراده ما و اقدامات ما بشر دلیل بوده
نباید اینطوری میشد زندگی
بخوابیم دیگه بسه
هر چی میشه اول قطعی نت بین الملل
ویکتور فرانکل تو کتابش می‌گفت آنقدر در اردوگاه ها مرده دیدم که بعد یه مدت برام دیگه هیچ اهمیتی نداشت و هیچ احساسی نداشتم
ما هم همینطوری میشیم
خدا این همسایه رو بگم چیکار کنه قلبم داشت وایمیستاد
بی صاحب نکش رو زمین
بری خارو مادرش رو به فحش بکشی برگردی
به بدن کسبه کارد بزنی خون نمیاد
ما یک رسم خانوادگی داریم واقعا آزار دهنده است اونم اینه که بچه برادر باید برای خواهر عیدی ببره بابای منم میگه تو باید عیدی ببری منم میگم شوخی میکنی؟من اصلا نمیدونم چی بگم؟اصلا احساس راحتی ندارم من ببرم عیدی رو بدم بعد نیم ساعت بشینم اونجا چی بگم آخه؟اه خودت ببر بده دیگه یه دیداری هم با خواهرت بکن پا فشاری می‌کنه این رسم مسخره رو ادامه بده بابا خودت ببر حتما باید بچه ببره مگه
رسم های قرار دادی بی منطقی که پافشاری هم روش میشه