eitaa logo
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
39 دنبال‌کننده
75 عکس
40 ویدیو
0 فایل
کمی فلسفه آمیخته به ادبیات . از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال جانش نفزود . https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_73avov&btn=Talking
مشاهده در ایتا
دانلود
عجب وابستگی دارم به تنهایی اصلا بعد دو ساعت تحمل یک جمع دیگه سخت میشه
نمی‌فهمم بعضی ها چطور به راحتی در جامعه ای دچار تشدد فکری هست زندگی میکنن من که دوست دارم برم تو غار
امشب عروسی رو نرفتم بابام کلا تحویلم نگرفت رفت
مشکل اصلی رو نمیتونم بگم واسه همین فرافکنی میکنم چون اصلا نمیدونم مشکل چیه
مشتق رو نخوندم انتگرال نمی‌فهمم ماتریس رو نخوندم نه کوییز رفتم نه تکلیف دادم رسماً این ترم از ریاضی فرار کردم
فکرو خیال ما رو میکشه
حوصله ندارم مثل زمین و زمان رو به هم بدوزم
پس چیزی نمیگم کم خردیه دیگه
هیچ چیز کمک نمیکند؛ یا خودم به داد خودم میرسم یا دیگر تمام شده ام.
در شهر خاموشی‌ها، در خیابان‌های بی‌سایه، جایی که دیوارها دروغ می‌گویند و پنجره‌ها به فریب می‌خندند، مردی ایستاده است با بغضی کهنه در گلویش، با دستانی خالی از امید، با چشمانی که آسمان را نمی‌بیند. مردم عبور می‌کنند، بی‌آنکه بپرسند چرا بی‌آنکه بدانند چگونه بی‌آنکه بفهمند هیچ چیز جز حرکت، جز تکرار، جز روزمرگی، جز پوچی باقی نمانده است. و شب سایه‌هایش را بر سر شهر می‌ریزد، و فردا بار دیگر به دنیا می‌آید بی‌آنکه چیزی تغییر کند، بی‌آنکه کسی بیدار شود.
زیاد می‌شنوم این جمله رو که «از زندگی خسته شدم».
زندگی بعد از ۱۸ سالگی ترکیبی است از سردرگمی،فکرو خیال فراوان،غم،اضطراب،تنهایی