کاش بیایم یسری چیزا رو دوباره عادی کنیم؛
مثلا موی بدن
دماغ بزرگ و غوز دار
کاملا فارسی حرف زدن
لباس تکراری پوشیدن حتی تو مهمونیای خاص
و خیلی چیزای دیگه
نمی دونم چرا ولی فقط دیگه حوصله هیچ سریال و فیلم و کیدرامایی ندارم ، آهنگام مسخره شدن ، هیچ غذای و خوراکی به وجدم نمیاره و کلا اون شور رو واسه لحظه های زندگی ندارم .
هدایت شده از زیرزمین
من همیشه یه حرفی میزنم، اونم اینکه هیچکدوم از ما نمیدونیم دل و روحمون چقدر از صافیِ زندگی گذشته(اصلا گذشته؟) بخاطر همین در هر لوکیشن و موقعیت زمانی باشیم، به نفسهایی که برامون دعا میخونن و به یادمونن نیاز داریم. چهبسا منی که کنار ضریحم دل پاکی نداشته باشم، اما شمایی که حسرت موقعیت من رو میخورید پاکتر از من باشید و بیشتر از من الک شده باشید. به یاد همهتون هستم، ولی من خیلی به نفسهای گرم شما نیازمندم_خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنید.
وقتی دارید با خدای خودتون مناجات میکنید یادتون نره برای کسایی که تو منجلاب دنیا دستوپا میزنن و نجات پیدا نمیکنن هم دعا کنید.
پ.ن: روبهروی هر حرمی که بودم ویژه دعاتون کردم.