eitaa logo
دیکتاتور .
134 دنبال‌کننده
10 عکس
13 ویدیو
0 فایل
همون دیکتاتور ِمودی ِسابق / M حزب مستقل ایرانی / طرفدار دیکتاتوری * مالک ارتش ِنازی ِایتا .
مشاهده در ایتا
دانلود
مال کسی بودن اونقدرا هم سخت نیست . فرض کن یه نفر از خودش بیشتر دوست داره وجودش رو میذاره به پات و تو ارزشمندترین عنصر زندگیشی اگه همین الان زنگ بزنی کارت گیر باشه کلیه ش رو هم واست میفروشه حاضره گوشی تو دستش رو بده تا بتونی لباس جدید بخوری دمپایی پاش میکنه تا برند بپوشی قرض میکنه واست کادو بگیره تو دیگه میشی خواهرش مادرش برادرش پدرش دخترش زندگیش ماحش .
دیکتاتور .
۱۳:۳۶ دقیقه ظهر هر کسی توی یه حالیه و من تقریبا تصمیم گرفتم دیگه بهت فکر نکنم ، خوشحال باشم و پرقدر
۲۳:۲۲ دقیقه ذهنیت انسان ها مختلفه و گاهی ذهنیت یه ادم میتونه اونقدر غیر منطقی و در عین حال دوست داشتنی و فوق العاده خلق بشه که نتیجش بشه ارنست همینگوی و یه شاهکار مثل ( پیرمرد و دریا ) خلق بشه و شاید هم یه ذهن خلاق یه شخصیت فوق العاده مثل شخصیت اصلی ( مغازه ی خودکشی ) خلق کنه که توی قرن ۲۱ هنوز هم کسی نیست که کامل درکش بکنه ارزش و اعتبار یه ادم رو چی تعیین میکنه ژولی ؟ پول یا لباس یا شخصیت ؟ چی شد که اینقدر واسم ارزشمند شدی ؟ چون چهره ی زیبایی داشتی و تو انتخاب لباس خیلی پینترستی و با سلیقه بودی ؟ یعنی بین این ۸ میلیارد انسان فقط تویی که اینطوری هستی ؟ من که اینطوری فکر نمیکنم ژولی! بیا منطقی باشیم . چی میشه که آدم ها عاشق میشن ؟ به نظر من عشق فقط یه توهمه و چیز بیشتری نیست .. ! نظر تو چیه ؟ چطور میشه که گاها آدم وابسته کسی میشه که حتی به صورت کمال و تمام تایپش هم نیست ؟! ...
دیکتاتور .
۲۳:۲۲ دقیقه ذهنیت انسان ها مختلفه و گاهی ذهنیت یه ادم میتونه اونقدر غیر منطقی و در عین حال دوست داش
۲۴ خرداد گاهی زندگی آدم ها اینقدر خوب و زیبا و دلنشین میشه که با خودشون فکر میکنن امروز دیگه بهترین روز جهانه و قطعا قرار نیست خراب بشه و ما میتونیم به بهترین وجه ممکن ادامه بدیم .. اما همون روز میتونه به قدری خراب بشه و تحت تاثیر یه اتفاق قرار بگیره که نگو و نپرس .. میدونی ژولی .. معمولا وقتی حالم خوبه که ۵:۳۰ بیدار میشم ، دوش میگیرم و قهوه میخورم . صبحانه ی مقوی میخورم و ورزش میکنم ، روزم رو قوی شروع میکنم و به تو فکر میکنم . متاسفانه با اینکه وجود خارجی نداری تبدیل شدی به یک عنصر حیاتی توی زندگیم و شب و روزم تمام روتین های زندگی در کلمه ی کوچک ژولی محصور شده . بس کن دیکتاتور !
بین تنقلات من جای پسته و فندق بادوم هندی رو ترجیح میدم .
اون دختر فکر میکنه دوسش ندارم اما اسمش تو تمام کتابام هست .
ازم پرسید تازگیا چی میزنی اینقدر ارومی ؟ گفتم قید ادما رو
دیکتاتور .
۲۴ خرداد گاهی زندگی آدم ها اینقدر خوب و زیبا و دلنشین میشه که با خودشون فکر میکنن امروز دیگه بهترین
۱۵:۰۲ دقیقه میدونی ژولی ؟ بگی نگی دارم به نبودت عادت میکنم هر چند از اول هم انگاری که نبودی .. میدونی ؟ کاش میشد شب ها درست ۱۲ به بعد هم همینطوری مثل ۱۵:۰۲ دقیقه بعدطهر فکر کنم . نه اینکه اونقدر دلتنگ بشم که بشینم و زار بزنم . ۲۶ اردیبهشت بود ‌. مسافت زیاد طولانی نبود .. اما من خسته تر از این حرفا بودم که بخوام پیاده برم .. تنها چیزی که منو ترغیب میکرد زودتر خودم رو برسونم احتمال دیدن اون بود .. تاکید میکنم .. احتمال
مهم نیست چند سال بگذره کسی نمیتونه اندازه ی من دوست داشته باشه
اشتباه نکن دیکتاتور اون از ازدواج و رابطه و پسرا بدش نمیاد فقط تو انتخابش نیستی .
بزرگ ترین جنگ زندگیم روزی بود که تصمیم گرفتم دیگه بهت پیام ندم .