هدایت شده از کانال حمید کثیری
آلون میزراحی یهودی اسرائیلی ضدصهیونیست:
برای خودم هم دقیقاً روشن نیست چه عاملی باعث میشود این حرف را بزنم، ولی برای یک بومی اهل توجه (در اسرائیل)، یک جای کار در اسرائیل میلنگد: یک وضع عجیب و پکر. یک چیزی سر جایش نیست. شاید مسئله به سلامتی نتانیاهو مربوط باشد یا به از دست دادن نوعی قابلیت راهبردی؛ نمیدانم. اما لحن قطعاً تغییر کرده، و ترس و درد را میتوان مشهودتر دید. بهنظرم اگر اوضاع با همین سرعت پیش برود، ظرف حدود یک ماه دیگر، این کشور کمکم و تکهتکه فرومیپاشد.
#حمید_کثیری 👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2151219200Cf6cb8914a4
هدایت شده از صفرنامه
#آیات_زندگی
آیهای که گویی برای امروز ما نازل شده است:
🕋 وَ لَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ...نساء۱۰۴
📚 و در تعقيب دشمن سستى نكنيد اگر شما [از زخم هاى جنگ] درد میكشيد، بى گمان آنها نيز مثل شما درد میكشند [با اين تفاوت كه] شما اميدى به خدا داريد كه آنها ندارند
14.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماجرای جنگ ۲
بهروایت جواد موگویی
روایت نهم:
ستون پنجم، کار اطلاعاتی مردمی
🌐 @majaraa_media
حتی سال ۱۳۵۷
حتی در انقلاب بزرگ مردم از دی ماه ۱۳۵۶ تا بهمن ۱۳۵۷ اینگونه نبود که مردم هر شب درخیابان باشند. در دی ماه سال ۵۶ بعد از کشتار مردم قم فاصله تجمعات بعد از هر چهلم شهدا بود. در ۵۷ چند تجمع بزرگ میلیونی نماز عید فطر در قطریه، تاسوعا، عاشورا و اربعین برگزار شد.
اما امروز نسلی که انقلاب را ندیده، پانزده شب و روز است در خیابان است. روزها شهدا را تشییع می کنند و شبها در میادین هستند، آن هم به گستره تمام شهرها نه فقط چند مرکز استان. نسلی که دارد ایران را حفظ می کند. همان نسلی که میگفتند: اگر جنگ شود جا خواهد زد!
ما بعنوان پژوهشگران تاریخ وظیفه داریم این روزها و این مردم بی نظیر را روایت و حماسه شان را ثبت کنیم.
#علیرضا_زادبر
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴گاوپرست بی وجود
ایستاد توی صورت مودیِ دیکتاتور هندی گفت : «سلام و درود بر آیتالله خامنهای که جلوی آمریکا زانو نزد و شهید شد اما تو بیوجود زدی»
@d_siahpoosh
💢 توجه ... توجه ... 💢
دخترای روزه اولی عزیز ،
همه شما دعوتید به ..... 🤔 ..... 👇
💚 تجمع روزه اولی ها ❤️
در بیعت با امام خامنه ای ✋
⬅️همراه با اجرای زیبای گروه تحسین🎭
کلی مسابقه و جایزه 🎁
هم خوانی یه سرود زیبا 🎼
با حضور امام جمعه محترم ✨
وگرفتن یه عکس یادگاری 📸
🔷 وعده ی ما : دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۲۰
🔶 مکان تجمع : در جوار شهدای گمنام پارک شهر
✅ دخترای گل روزه اولی!!
همراه با چادر سفید و گل گلی قشنگتون دست در دست بابا و مامان تشریف بیارید. 👌
✨ منتظر حضورتون هستیم، به دوستات هم خبر بده . 😉
#ستادمردمیبزرگداشترهبرشهید
إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيطانُ يُخَوِّفُ أَولِياءَهُ فَلا تَخافوهُم وَخافونِ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ
@rahbar_enghelab_irبازخوانی صوتی اولین پیام مکتوب حضرت آیتالله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی.mp3
زمان:
حجم:
12.3M
🎧 بازخوانی صوتی
📝 اولین پیام مکتوب حضرت آیتالله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی؛ پنجشنبه ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
📱 @rahbar_enghelab_ir
هدایت شده از 🌙گزارش استهلال ماهانه
سخن اجمالی در باب اوّل ماه شوال المکرم سال ۱۴۴۷ هجری قمری:
* در صورت اقامه شهادت شرعی بر رؤیت هلال از شمال غرب آفریقا ، اروپا ، آمریکای جنوبی و آمریکای مرکزی، جمعه ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ هجری شمسی، برای مقلّدین محترم مراجع معظّمی همچون: حضرات آیات عظام: خوئی، صافی گلپایگانی، میرزا جواد تبریزی، سیّد صادق روحانی و فاضـل لنکرانی ( رضوان الله تعالی علیهم أجمعین )، و همچنین آیت الله العظمی نوری همدانی ( دامت برکاته )، اوّل ماه شوال المکرم ۱۴۴۷ خواهد بود
* أمّا برای مقلّدین أعاظمی مانند حضرات آیات عظام: بهجت، محفوظی، مقام معظم رهبری( قدّس الله أسرارهم )،
و همچنین آیات عظام: وحید خراسانی، مکارم شیرازی، شبیری زنجانی، سبحانی، سیستانی، دوزدوزانی ( أدام الله أظلالهم ) و ... قطعاً روز شنبه اوّل فروردین ۱۴۰۵ هجری شمسی، اوّل ماه شوال و روز عید سعید فطر سال ۱۴۴۷ هجری قمری خواهد بود و جمعه یوم الشک نیست.
*آن روی دیگر آقای لاریجانی*
این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...» دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود. از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود: «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند.
ادامه👇
خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...» همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.» ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.»
دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند.
اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت.
من مطمئنم یک آه این زن می تواند آمریکا و اسرائیل را از ریشه بخشکاند .
✍️فائضه غفارحدادی
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan