ازش پرسیدم:« میبینی که دوستت نداره و باهات بد برخود میکنه؟! چرا رهاش نمیکنی؟! »
لبخند زد و گفت:« خودم رو به نادانی میزنم بلکه مدت زمان بیشتری درکنارش بمانم، من میدانم ته این قصه جداییست! فقط میخواهم زمانش را به عقب بیاندازم..
بلکه بتوانم بیشتر نگاهش کنم» :)