خوشگلی او را میتوانی توصیف کنی؟
- مثل گل های ارغوانی در دشتی بزرگ،
که پروانه ها به دور آن میرقصند؛
و من چون قطره ای هستم
که گیر آن است از و گل برگ هایش سرازیر میشَوَد..
مانند سنگ میشوم!..
بی احساس؛
بی شوق و اشتیاق؛
بی رنگ...
و تو قاتل این حس های من میشوی.
نمیدونم قراره چه اتفاقی بیوفته
ولی امیدوارم
هرچی میشه جون سالم بدر ببرم با سلامت روان.
خیلی سخته بخوام التماس کنم دوستم داشته باشی و بهم اهمیت بدی.
بی زحمت خودت بدون که نیاز دارم بهت...