از چی غمگینی دختر؟
مگر غیر از اینه که شهدا رستگار شدن و عاقبت بخیر؟
برعکس تصورت، که غمِ ریخته شدن اینهمه خون مثل مِه، تصویر عید رو ازت گرفته، این عید هنوزم عیده.
اینجا بارون میاد ، ببین! خدا به برکت شهدایی که ازتون پذیرفته، داره رحمتش رو براتون میفرسته. ببین! خدا باهات حرف میزنه...
یادت بیار اون جملهی «چیزی جز زیبایی ندیدم» رو.
این عید درسته متفاوته، اما هنوز وجود داره. هنوز هم عیده.
عید باستانی نوروز و عید سعید فطر مبارک باشه، برای همهمون🥹🌷✨
یادمه وقتی داشتم سریال سرزمین مادری رو میدیدم، توی اون بخشِ تاریخ ایران قبل از انقلاب امام خمینی، بین اونهمه بالا و پایینِ اتفاقات و تحولاتِ سیاسی، ته دلم مثل کسی که از آینده اومده به آدمای توی فیلم میگفتم طاقت بیارید، موعودتون نزدیکه. انقلابتون نزدیکه!❤️🩹✨
مردم ایران اون چند سال طلایی قبل از انقلاب رو طاقت آوردن، ادامه دادن، انقلاب رو شکل دادن! دست متجاوز رو قطع کردن به یاری خدا.🫀🤲🏻
و حالا فکر میکنم اگه در آینده فیلمی از این دورانِ زندگی ما بسازن، یکی مثل من، ته دلش به ما میگه این چند سال طلایی آخر رو طاقت بیارید، ادامه بدید، موعودتون نزدیکه. انقلاب امام مهدی نزدیکه.💚🌅
من واقعاً دلم میخواد به چیزای نازی که اینجا میذاشتم ادامه بدم اما واقعاً تو حالت جنگ گیر کردم
فعلا یه کتاب گرفتم دستم خودمو به زندگی برگردونم ، بعد اینجا رو هم به زندگی برمیگردونم.
این مِه لیمویی رنگ رو توی قلبم احساس میکنم، هربار که یه اثر هنری متفاوت رو لمس میکنم...
+چرا مِه؟ چون سبکه و راحت بین کوه های علاقه توی قلب حرکت میکنه؛ اون وجود داره! اما دقیق نمیشه لمسش کرد و توی مشت گرفتش.
وقتی میبینم نمیتونم از کتابی که خوندم برای کسی نقل قولی بیارم، فکر میکنم کتاب خوبی نخوندم.
چراغی میافروزم
پیراهن شب آتش میگیرد
اما
شب پهن شده است
با ادامهی گیسوانی تا غیب
مثل یک بُهت
بر چارچوب در تکیه میکنم
شب ادامه مییابد
تا نمیدانم!