eitaa logo
متفاوتِ زیبا :)
113 دنبال‌کننده
281 عکس
53 ویدیو
2 فایل
جایی بین کلمات و رنگها، برای ایمان،برای رشد،برای«تو» یه مسیر آروم از زندگی، روزنه‌ای رو به هنر، کتاب و نور الهی🌱. اینجا متفاوت بودن یه امتیازه! قرار نیست کامل باشی. فقط خودت باش. چایِت رو بریز و بمون🫖 من: @dead_poet11 ناشناس:https://6w9.ir/Harf_10518035
مشاهده در ایتا
دانلود
از چی غمگینی دختر؟ مگر غیر از اینه که شهدا رستگار شدن و عاقبت بخیر؟ برعکس تصورت، که غمِ ریخته شدن اینهمه خون مثل مِه، تصویر عید رو ازت گرفته، این عید هنوزم عیده. اینجا بارون میاد ، ببین! خدا به برکت شهدایی که ازتون پذیرفته، داره رحمتش رو براتون می‌فرسته. ببین! خدا باهات حرف می‌زنه... یادت بیار اون جمله‌ی «چیزی جز زیبایی ندیدم» رو. این عید درسته متفاوته، اما هنوز وجود داره. هنوز هم عیده. عید باستانی نوروز و عید سعید فطر مبارک باشه، برای همه‌مون🥹🌷✨
خودم رو جمع و جور کردم.
مثل اینکه دعا همه‌ی جای خالی هارو توی قلب آدم پُر می‌کنه.
ان‌شاءالله 🤲🏻🤍✨
یادمه وقتی داشتم سریال سرزمین مادری رو می‌دیدم، توی اون بخشِ تاریخ ایران قبل از انقلاب امام خمینی، بین اونهمه بالا و پایینِ اتفاقات و تحولاتِ سیاسی، ته دلم مثل کسی که از آینده اومده به آدمای توی فیلم می‌گفتم طاقت بیارید، موعودتون نزدیکه. انقلابتون نزدیکه!❤️‍🩹✨ مردم ایران اون چند سال طلایی قبل از انقلاب رو طاقت آوردن، ادامه دادن، انقلاب رو شکل دادن! دست متجاوز رو قطع کردن به یاری خدا.🫀🤲🏻 و حالا فکر می‌کنم اگه در آینده فیلمی از این دورانِ زندگی ما بسازن، یکی مثل من، ته دلش به ما میگه این چند سال طلایی آخر رو طاقت بیارید، ادامه بدید، موعودتون نزدیکه. انقلاب امام مهدی نزدیکه.💚🌅
من واقعاً دلم میخواد به چیزای نازی که اینجا میذاشتم ادامه بدم اما واقعاً تو حالت جنگ گیر کردم فعلا یه کتاب گرفتم دستم خودمو به زندگی برگردونم ، بعد اینجا رو هم به زندگی برمی‌گردونم.
این مِه لیمویی رنگ رو توی قلبم احساس می‌کنم، هربار که یه اثر هنری متفاوت رو لمس می‌کنم...
+چرا لیمویی؟ چون ترکیبی از امیدِ سرشار و یه آرامشِ ملایمه.
+چرا مِه؟ چون سبکه و راحت بین کوه های علاقه توی قلب حرکت می‌کنه؛ اون وجود داره! اما دقیق نمیشه لمسش کرد و توی مشت گرفتش.
وقتی می‌بینم نمیتونم از کتابی که خوندم برای کسی نقل قولی بیارم، فکر می‌کنم کتاب خوبی نخوندم.
شما چیکار می‌کنید؟ بهم پیام بدین :)
چراغی می­‌افروزم پیراهن شب آتش می­‌گیرد اما شب پهن شده است با ادامه­‌ی گیسوانی تا غیب مثل یک بُهت بر چارچوب در تکیه می­‌کنم شب ادامه می­‌یابد تا نمی­دانم!