eitaa logo
دیمزن
2.8هزار دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
727 ویدیو
20 فایل
دنیای یک مادر زائر نویسنده
مشاهده در ایتا
دانلود
افطاری آشتی کنان صف بربری زودتر از همیشه جلو رفت. کارتش را دراز کرد سمت شاطر و گفت سه تا ساده. شاطر با انگشت کاغذ پشت شیشه را نشان داد و بدون این که کارت را بگیرد سه تا ساده سر داد روی پیشخوان. نان ها را برنداشت و با عصبانیت برگشت خانه. آن سومین و آخرین نانوایی اطراف شان بود که رفته و دست خالی مانده بود. پنیر و خیار و گوجه خرد شده روی میز برای خورده شدن منتظر بربری بودند. کاش حداقل آشی سوپی چیزی درست کرده بود. دوباره کشوی فریزر را زیر و رو کرد. یک تکه بربری بیات و سفت پیدا کرد و همان را گذاشت داخل مایکروفر. زنگ در واحد زده شد. از چشمی نگاه کرد. پسر همسایه با یک کاسه آش ایستاده بود. چی از این بهتر؟ در را باز کرد. پسر سلام کرد و کاسه را دراز کرد سمت پیرمرد سمج تنهای عجیب واحد دو. مامانم گفت: «امشب مهمون امام حسنید!» بوی آش و تزئینات رویش همه مقاومتی که از غروب صرف کرده بود را شکست. آش را بدون تشکر گرفت و در را بست. خواسته بود نان امام را نخورد، امام برایش آش فرستاده بود. نشست پشت میز و یک قاشق توی دهانش گذاشت. خوشمزه بود. اشکی از گوشه چشمش سرازیر شد. «باشه تو بردی!‌ آشتی! فدای سرت که حسنم شهید شد.» ! دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
بعد از داستانک خوانی ما، تولیت آستان امامزاده برامون از نسب و کراماتش گفت که به هر دو نقل به امام حسن مجتبی می رسید. نمی دونم از یقینی بود که تو لحن صحبت های تولیت بود یا از نظر خود امامزاده که فضای معنوی خاصی بر جلسه حاکم شد. احساس کردم قشنگ تر از این نمی تونستم عصر امروزمو بگذرونم. امامزاده و بانوی فرهنگ مشترکا با کیک و افطار ازمون پذیرایی کردند. دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
دو نقل مشهوری که تولیت امامزاده مفصل تر و با منابع بیشتر برامون توضیح دادند. دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
دیدم حالا که جای به اون خوبی دعوت شدم برا کتاب تازه متولد شده یه رونمایی بگیرم. مثل وقتی که نوزاد رو می برن بزرگی درِ گوشش اذان بگه! ! دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
حتما خیالش از ما راحت بوده که می توانیم گول نخوریم که این طور مطمئن دارد به شیطان مجال می دهد. نه؟ دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
اسرائیل دوباره به غزه حمله کرده😭😭😭 از لحظه ای که شنیدم فقط پشت سر هم این به زبونم می آد. الهی عظم البلا و برح الخفا و انکشف الغطا و ضاقت الارض.... و ضاقت الارض... و ضاقت الارض.... دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
ذره ای دغدغه ی پر کردن حساب؟ رو انداختن پیش کسانی که دارند؟ دعایی تضرعی لابه ای! دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
خدایا به ما توفیق خودسازی بده تا هرگز جاپای قدم های شیطان نگذاریم دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
روزنوشت های پیچائیل بیست و نه دوازده سه این چند هفته خیابان های تهران قفل شده بود. فرشته های قدیمی تر می گفتند ترافیک عصرهای اسفند و دم افطارهای رمضان در هم ادغام شده. از کت و کول افتادیم بس که بادها و ابرها را آوردیم و بردیم که مردم تهران از دود و دم تولیدی خفه نشوند! توده های هوای سرد را هم کمی معطل کردیم که خانه تکانی ایرانی ها تمام شود. هر چند طبق گفته همان فرشته های قدیمی بشور بساب خانم های ایرانی تا دقیقه نود ادامه دارد. برای همین بود که وقتی یک فروردین امسال به ایران مامور شدم همه چیز از تمیزی برق می زد. هر سال ماه شعبان فکر می کنم اگر بساط درخت زقوم جمع شود و شیطانچه ها را بکنند توی زندان، کار ما کمتر می شود اما تا رمضان می شود آنقدر باید اضافه کاری انتقال ثواب قران خوانی و مناجات خوانی و افطار دادن و حتی خوابیدن انجام بدهیم که آرزوی ماه شعبان می کنیم. چند شب پیش داشتم از شب شعر شاعران با رهبری برمی گشتم که ماسائیل جلوی راهم سبز شد و بی مقدمه گفت: "خیلی مشکوکی پیچائیل! خیلی وقته چیزی رو نپیچوندی!" طفلک خبر نداشت علت ترسیدن بعضی از ایرانی ها از خبر ارسال نامه ی ترامپ به ایران کم کاری من بود. چون قرار بود دلگرمی به وعده های الهی و درس گرفتن از خوار شدن زلنسکی و اوکراین را من در دلشان بیندازم. فکر کنم مرض پیچاندنم به فرشته ی نظارت هم سرایت کرده و نرفته گزارش بدهد. ماسائیل ادامه داد: "آماده باشِ شب های قدر اعلام شده. ولی معلوم نیست تو رو کجا بفرستم. دارم روی حکم جدید انتصابات کار می کنم." از همان شب میزان تسبیحاتم را بیشتر کرده ام که من را از ایران تکان ندهد و شب قدر هم ماموریت آسانی بهم بدهد. امسال تحویل سال جدید ایرانی ها و تحویل مقدراتشان روی هم افتاده و به نظر می رسد می شود دعاهای دم تحویل سال را قاطی دعاهای شب قدر بار زد و کمتر بالا پایین شد. اما زهی خیال باطل! معلوم می شود تسبیحاتم خالص نبوده اند و به بالا نرسیده اند. چون همین الان که داشتم به اندازه مزاحمت های چهارشنبه سوری و دروغ های بازارگرم کن و چشم و هم چشمی های خرید عید از بار ثواب ها برمی داشتم، ماسائیل دوباره نازل شد و گفت: "اوضاع جهان به هم ریخته. این کارهای روزمره را ول کن. می خواهم بهت ماموریت ویژه بدهم. به شرطی که نپیچانی!" بال هایم بی اختیار شروع به تکان خوردن کردند. فکر کنم من هم تیک عصبی گرفته ام در این یکسال و اندی که شیطان هار شده و دارد آخرین تقلاهایش را می کند. پرسیدم: "باز چه آتشی سوزانده؟" ماسائیل شروع کرد به خواندن از روی یادداشتش: "آمریکا به یمن حمله کرده، اسرائیل به سوریه، سوریه به لبنان، اسرائیل دوباره به غزه..." با شنیدن اسم غزه همه جایم تیر می کشد. تصاویر کودک کشی و وحشیگری قبلش دور سرم چرخ می خورد. "پس آتش بس الکی بود؟" ماسائیل حکم ماموریتم را داد دستم و گفت: "فعلا از ایران می روی." با کلافگی حکم را باز کردم و خواندم: "به ازای هر قرآنی که شیطان رویش آوار می ریزد یا می سوزاند، توی دل یک نفر نور قرآن می ریزی. مهم نیست مسلمان باشد یا نه." حکم را می بندم و چشمی می گویم. دلم برای ایران و مردمش تنگ می شود. با این حال دعا می کنم هیچ قرانی توی ایران خاک و خاکستر نشود و گذر من دیگر به این جا نیفتد. فقط قبل از رفتن یک دور بروم گنبد امام رضا را بچرخم که دلم دیرتر تنگ بشود. چقدر نور گنبد امام شبیه نور قرآن است...راستی یادم باشد شب قدر که خدمت امام زمان رسیدم کلی نور قرآن ذخیره بردارم. معلوم نیست سال بعد چند قرآن زیر خاک برود... دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
هیچ سالی فرج را به این اضطرار که امسال می خواهم، نخواسته بودم... و هیچ سالی بر مظلومیت علی این طور که امسال اشک ریختم، نزدیک و پرتپش نسوخته بودم. وقتی بغض از شیعیان علی به حدی است که این طور برای کشتن شان و حتی وحشیانه کشتن شان مسابقه می دهند، ببین بغض شان نسبت به خود امیرالمومنین چقدر بوده😭 دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan