eitaa logo
دیمزن
2.7هزار دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
670 ویدیو
19 فایل
دنیای یک مادر زائر نویسنده
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿 خیلی عجیب و بی سابقه بود. همیشه آن طرف عراقی ها بودند و این طرف ایرانی ها. مرصاد اما معادله ها را به هم زد. گروهی از ایرانی ها آن طرف بودند و گروهی از عراقی ها این طرف! اواخر تیر ۶۷ جنگ تمام شد و قطعنامه به تصویب رسید. اما ۵ مرداد ۶۷ منافقین ایرانی با حمایت رژیم بعث عراق، برای تصرف قدرت به ایران حمله کردند. این سوی میدان اولین کسانی که در برابرشان ایستادند، یک گروه شیعه عراقی از سپاه بدر بودند که خود را فدائیان خمینی و نظام بر حق اسلامی می‌دانستند! پارادوکس عجیبی بود... پارادوکسی که تاریخ را به فکر وا می دارد! خیانت را باید در مرزهای جغرافیایی تعریف کرد یا در وفاداری به آرمان‌های انسانی و دینی؟ لشکر بدر ترکیب خاصی داشت. فرماندهش ایرانی بود و رزمنده هایش، مجاهدین عراقی (یعنی شیعیانی که به ایران آمده بودند) و اسرای پشیمان؛ تیپ خوش‌اقبالی که بعدها هسته‌ی اولیه‌ی حشد‌الشعبی را تشکیل دادند. این واقعه تنها یک نبرد نظامی نبود؛ آزمونی بود برای سنجش حقیقیِ وفاداری و خیانت. https://ble.ir/yeksarnevesht
┄┅═❁﷽❁═┅┄ سوار کشتی شدیم؟ پس چه غم دیوار امت را که دارد چون تو پشتیبان چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان(۱) ــــــــ ۱. گلستان سعدی . https://ble.ir/ayenooshgah
. ┄┅═❁﷽❁═┅┄ وجود مقدس خاتم‌الانبیاء(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نوحِ کشتیبان این امت است. بله، این امت در طول تاریخ خود فراز و نشیبهائی داشته؛ گاهی به گل نشسته، گاهی دچار ذلت شده، گاهی با مشکلات غیرقابل توصیفی مواجه شده، دست به گریبان شده؛ این ناشی از این است که سوار کشتی نشده. اگر واقعاً متمسک بشویم، متوسل بشویم بر کشتی نجات اسلام، همراه پیغمبر باشیم، مسلماً پیروزی نصیب ماست. *البته دریا طوفان دارد، سختی دارد، مشکلات دارد، گاهی هراسهای بزرگ دارد، اما وقتی کشتیبان بنده‌ی برگزیده‌ی خداست، معصوم است، آن وقت دیگر بیمی وجود ندارد.* [بیانات در دیدار نیروهای مسلح منطقه‌ی شمال کشور و خانواده‌های آنان ۱۳۹۱/۰۶/۲۸](https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=20997) https://ble.ir/ayenooshgah
ورشکست شده بود. وسط تنهایی و بی‌پولی، دوست و آشنا پشتشان را کردند که مبادا حرف قرض بیفتد و بخواهند کمکی کنند. توی مسجد دیدمش. زیر چشمهایش گود افتاده بود و چروکهای صورتش عمیق‌تر شده بود. سجده بعد از نماز را که رفت، پشتش از هق هق گریه بالا و پایین می‌شد. بلند شد، دستش را روی صورتش کشید. اشک هایش را پاک کرد و سرش را پایین انداخت. مردی پشت بلندگو داشت تعقیبات می‌خواند. بلند شدم خودم را کنارش توی صف جا کردم. از پشت بغلش کردم. گفت: «سلام حاجی له شدم، جهنم اونهمه پول، حالا دارم از بی‌آبرویی می‌سوزم. قد یه پول سیاه واس هیشکی ارزش ندارم» دستهایش را گرفتم، گفتم:«احمد! پول و آبرو دست خداست، بِکَن از آدما. خدای تو، خدای نوح و موساس. وقتی خوب نوح‌و جز دادن، خدا بهش گفت پاشو کشتی بساز. کجا؟ وسط بیابون. انقد مسخره‌ش کردن. بکنن. خدا از یه جایی که به عقل و مخیله ما نمی‌رسه کمک می‌کنه.» احمد هنوز سرش پایین بود. دستش را از دستم کشید و باز به سجده رفت. https://ble.ir/ayenooshgah
دوستی که تازه کتاب اِلی رو خونده بود می گفت انگار مال بیست و پنج سال پیشه! غزه توی صلحه جنوب لبنان هنوز آباده سیدحسن هنوز زنده است سوریه آزاده و می شه رفت زیارت... ولی حقیقت اینه که این کتاب مال دو سال پیشه!😢 دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
هدایت شده از انتشارات شهید کاظمی
📖 کتاب «اِلی…» با نثری دلنشین، حال‌وهوای زندگی در سایه‌ی مقاومت و آرمان آزادی رو به تصویر می‌کشه و مخاطب رو به دنیای مردمی می‌بره که دیواربه‌دیوار سیم‌های خاردار و آتیش، همچنان با امید زندگی می‌کنن. 💯 «اِلی…» از خطوطِ مقدمِ مقاومت روایت می‌کنه و خواننده رو با زندگی و سرزندگی مردمی آشنا می‌کنه که در کنار آتیشِ جنگ، همچنان ایستادند. مشاهده و ثبت: 👇 https://manvaketab.com/book/380570/ 🛒 مراجعه حضوری: قم خیابان معلم مجتمع ناشران طبقه ‌هم‌کف فروشگاه نشر شهید کاظمی 📚 ساعت کاری: ۸:۳۰ صبح تا ۸ شب ۰۲۵۳۳۵۵۱۸۱۸ 🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
آخر کتاب الی قرار می ذاریم یه تور قدس بریم با دوستان... امروز رو پیدا کردم😍😎 ؟ دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
موقعیت: همه چی غرق شده خونه هاشون... فامیلاشون... حتی پسر پیامبرشون... طبیعی ش اینه که ناراحت باشن. ولی خدا نعمت پنهانی رو یادشون می اندازه و می گه شکر کنید. https://ble.ir/ayenooshgah
. ┄┅═❁﷽❁═┅┄ در حوادثی که شما دست قدرت الهی را پشت سرش بوضوح می‌بینید و برکاتش را مشاهده میکنید، باید شکر کرد. اگر شکر کردیم میماند، اگر شکر نکردیم گرفته میشود. اگر ملّت ایران شکر انقلاب را نکرده بود، انقلاب میرفت. (بیانات در دیدار بسیجیان) https://ble.ir/ayenooshgah
بهمن مفقود شده بود و چون ما هیچ خبری از او نداشتیم بسیار ناراحت بودیم. هر لحظه که درب منزل به صدا درمی‌آمد دلم می‌ریخت و گمان می‌کردم بهمن است. اما با تمام این ناراحتی‌ها و دلواپسی‌ها از اینکه پسرم در راه خدا از دست‌داده بودیم ناراحت نبودیم زیرا او امانتی بود دست ما و خدا را شکر می‌کردم که این امانت را به‌صورت احسنت به خداوند پس دادیم. «صحبت های مادر شهید بهمن پارسا» آیه ۲۸ سوره مومنون https://ble.ir/ayenooshgah
مادرها دوباره جمع شده بودند که این بار ته دیگ های قابلمه ی طلاهایشان را هم بدهند تا برای کودکان غزه آب و نان شود‌... دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
نه فقط مادرهای ایرانی که مادرهای خارجی هم آمده بودند... دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan