ورشکست شده بود. وسط تنهایی و بیپولی، دوست و آشنا پشتشان را کردند که مبادا حرف قرض بیفتد و بخواهند کمکی کنند. توی مسجد دیدمش. زیر چشمهایش گود افتاده بود و چروکهای صورتش عمیقتر شده بود. سجده بعد از نماز را که رفت، پشتش از هق هق گریه بالا و پایین میشد. بلند شد، دستش را روی صورتش کشید. اشک هایش را پاک کرد و سرش را پایین انداخت. مردی پشت بلندگو داشت تعقیبات میخواند. بلند شدم خودم را کنارش توی صف جا کردم. از پشت بغلش کردم. گفت: «سلام حاجی له شدم، جهنم اونهمه پول، حالا دارم از بیآبرویی میسوزم. قد یه پول سیاه واس هیشکی ارزش ندارم»
دستهایش را گرفتم، گفتم:«احمد! پول و آبرو دست خداست، بِکَن از آدما. خدای تو، خدای نوح و موساس. وقتی خوب نوحو جز دادن، خدا بهش گفت پاشو کشتی بساز. کجا؟ وسط بیابون. انقد مسخرهش کردن. بکنن. خدا از یه جایی که به عقل و مخیله ما نمیرسه کمک میکنه.»
احمد هنوز سرش پایین بود. دستش را از دستم کشید و باز به سجده رفت.
#آیه_نوش
#آیه_روایت_طورش
https://ble.ir/ayenooshgah
دوستی که تازه کتاب اِلی رو خونده بود می گفت انگار مال بیست و پنج سال پیشه!
غزه توی صلحه
جنوب لبنان هنوز آباده
سیدحسن هنوز زنده است
سوریه آزاده و می شه رفت زیارت...
ولی حقیقت اینه که این کتاب مال دو سال پیشه!😢
#کتاب_الی
#سفرنامه_شامات
#به_میزبانی_یک_خانواده_غزه_ای
#لبنان
#سوریه
#مرزهای_سرزمین_اشغالی
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
هدایت شده از انتشارات شهید کاظمی
📖 کتاب «اِلی…» با نثری دلنشین، حالوهوای زندگی در سایهی مقاومت و آرمان آزادی رو به تصویر میکشه و مخاطب رو به دنیای مردمی میبره که دیواربهدیوار سیمهای خاردار و آتیش، همچنان با امید زندگی میکنن.
💯 «اِلی…» از خطوطِ مقدمِ مقاومت روایت میکنه و خواننده رو با زندگی و سرزندگی مردمی آشنا میکنه که در کنار آتیشِ جنگ، همچنان ایستادند.
مشاهده و ثبت: 👇
https://manvaketab.com/book/380570/
🛒 مراجعه حضوری: قم خیابان معلم مجتمع ناشران طبقه همکف فروشگاه نشر شهید کاظمی
📚 ساعت کاری: ۸:۳۰ صبح تا ۸ شب
۰۲۵۳۳۵۵۱۸۱۸
🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
آخر کتاب الی قرار می ذاریم یه تور قدس بریم با دوستان...
امروز #تور_لیدرم رو پیدا کردم😍😎
#خوش_سفر_بود_حاج_حسن
#مدیر_طبیعی
#خرج_کن
#بریم؟
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
موقعیت:
همه چی غرق شده
خونه هاشون... فامیلاشون...
حتی پسر پیامبرشون...
طبیعی ش اینه که ناراحت باشن.
ولی خدا نعمت پنهانی رو یادشون می اندازه و می گه شکر کنید.
#آیه_نوش
https://ble.ir/ayenooshgah
.
┄┅═❁﷽❁═┅┄
در حوادثی که شما دست قدرت الهی را پشت سرش بوضوح میبینید و برکاتش را مشاهده میکنید، باید شکر کرد. اگر شکر کردیم میماند، اگر شکر نکردیم گرفته میشود. اگر ملّت ایران شکر انقلاب را نکرده بود، انقلاب میرفت.
(بیانات در دیدار بسیجیان)
#آیه_نوش
#سخن_بزرگان_طورش
https://ble.ir/ayenooshgah
بهمن مفقود شده بود و چون ما هیچ خبری از او نداشتیم بسیار ناراحت بودیم. هر لحظه که درب منزل به صدا درمیآمد دلم میریخت و گمان میکردم بهمن است. اما با تمام این ناراحتیها و دلواپسیها از اینکه پسرم در راه خدا از دستداده بودیم ناراحت نبودیم زیرا او امانتی بود دست ما و خدا را شکر میکردم که این امانت را بهصورت احسنت به خداوند پس دادیم.
«صحبت های مادر شهید بهمن پارسا»
آیه ۲۸ سوره مومنون
#آیه_نوش
#آیه_روایت_طورش
https://ble.ir/ayenooshgah
مادرها دوباره جمع شده بودند که این بار ته دیگ های قابلمه ی طلاهایشان را هم بدهند تا برای کودکان غزه آب و نان شود...
#فلسطین_قلب_تپنده_جهان
#قلب_ما_هم_آنجا_می_تپد
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
نه فقط مادرهای ایرانی که مادرهای خارجی هم آمده بودند...
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
این عزیزترین تکه طلایی بود که داشتم.
هدیه از طرف یک شهید😭
واقعا سه روز با خودم کلنجار رفتم
تا خودم رو راضی کنم بدمش.
گفتم به نیابت از همون شهید باشه برای جبهه مقاومت.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
اینا هر کدومش دلخوشی و پس انداز و یادگاری یه زنی بوده...
ببینین تصویر گرسنگی بچه ها با یه مادر چه می کنه...
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan