اینجا درسته خونه خداست ولی خونه ی خودمون بود. من دیر رسیدم عکسای اولیه که کف زمین پر از این سقف کاذبا و مهتابی ها بود رو ندارم. تو گوشی خانوما دیدم. ولی خانوما جارو پارو کردن گرد و خاکی که روی تک تک اجزای مسجد نشسته بود رو رفتن و آماده ش کردن برای نماز مغرب و عشا.
نماز ظهر و عصر رو تو کوچه موکت انداختن خونده بشه.
شاید بتونن مسجد رو بگیرن از ما
ولی نماز رو نمی تونن.
ما با هر بار حرکت جارو که روی فرشها کشیدیم لعنتشون کردیم.
یکی شون نمی گیره یعنی؟😎
#مسجدمون😢
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
هدایت شده از زیارت ناحیه مقدسه ☫🥀
چرا رهبری مراتب امنیتیاش را رعایت نکرد و شهادت را برگزید؟
🔹امشب بچههای مسجد محلهمان دو تا بلندگو گذاشتند پشت وانت،توی خیابانها میچرخیدند و نوای انقلاب سر میدادند.
با شنیدن این نوا،انگار سنگینی بغضی از روی دلم برداشته شد.بعد از سوت و کف و هلهلهی دیشب،حالا که اینگونه نوای انقلاب در کوچهها پیچیده بود،اشکی از شوق رو گونههایم نشست!
🔹 با خانوادهام دویدیم به سوی صدا.بین راه دیدیم که بسیاری مثل ما،همین که صدا را شنیدهاند،میدوند.
خودمان را به سیل جمعیت رساندیم.چقدر جمعیت!
و فریادها بلند بود: "منافق بیریشه! ایران دمشق نمیشه!"
و من همهی بغض دلم را فریاد میزدم! آنقدر که صدایم گرفت!
🔹روحانی مسجد گفت: "ما قرار است هرشب از ساعت هفت و نیم بیاییم توی خیابانها تا کفتارها خیال نکنند میتوانند شهر را قرق کنند!"
و تا هفتم آقامان وعده گذاشتیم، که هر شب بیاییم!
🔹موقع بازگشت،رفیقی از من پرسید فکر میکنی چرا آقاجانمان مراقب نبود؟ چرا به آن مکان دومِ امن نرفت و با علمِ به احتمال ترور،کار را برای دشمن سهل و آسان کرد؟
🔹گفتم خیال میکنی دشمن آقامان را شکار کرده است!
دشمن مال این حرفها نبود!
نه!
آقامان آگاهانه شهادت را برگزید! آگاهانه در آنجا نشست تا موشکها او را دریابند.
آقا دلیرانه در تلهی ترور رفت!
🔹با حیرت گفت: چه میگویی؟!
گفت آخر وجودش برای انقلاب نیاز بود.نمیبینی کفتارها را که چطور دور و بر ایران زوزه میکشند؟
🔹گفتم:شما دیدید که غبار فتنه که بلند شد چطور حق و باطل درهم آمیخت؟ دیدی ولی او را دیکتاتور خواندند و خواستند تا در برابر مردمش قرار دهند؟
گفتم به تاریخ شیعه نگاه کن!
هرگاه فتنه سر به طغیان برداشته،خون امامی بر زمین ریخته است.چرا؟ چون فتنه را جز خون امام شهید، رسوا نمیکند!
و انقلاب را جز خون سید علی خامنهای نمیتوانست از این ورطه بیرون بکشد...
🔹سکوت کرده بود و سراپا گوش شد.
گفتم حرفها خیلی زیاد است که نمیخواهم بگویم تا وحدت نشکند.
وحدت،وصیت آقامان بود. اما همینقدر برایتان بگویم که آقا همه چیز را برای یک نبرد آخر با اسرائیل آماده کرد،و وعدهاش را آمد پشت تریبون داد"جنگ منطقهای"!
اما ارادهها در داخل، باید و شاید جزمِ جزم نبود...
آقا گذاشت تا خون پاکش بر زمین جاری شود، تا تمام توان کشور و مردم برود پشت این جهاد بزرگ! تا خونش غیرتها را به جوش آورد و سرانجام کلک اسرائیل کنده شود.
🔹 گفتم اسرائیل آقا را شکار نکرد؛ این آقامان بود که با شهادتش، آخرین تیر خلاص را به شقیقهی اسرائیل شلیک کرد.
🔹لبخندی توی صورت غمزدهاش نشست و گفت عجب حرفی زدی! اسرائیل هنوز داغ است و نمیفهمد که سید علی با او چه کرده است!
گفتم مگر یزید فهمید که سیدالشهدا او را در چه دامی انداخته است؟خون حسین،سلسلهی بنیامیه را در سیلابش شست و برد.
🔹گفتم: خامنهای را که بشناسی،میدانی کار بیهوده نمیکند! بیمبالاتی خواندن کار رهبر یعنی نشناختن حکمت،بصیرت و آیندهنگری آقا!
آقامان دور بود از این جنس کارهای بیهوده!
🔹گفت: خشم امشب مردم را دیدی؟ خون پاک آقا، چنان همه را به خروش آورده است که شغالها جرات ندارند به خیابان بیایند. این انسجام انقلابی را هم مدیون آقا هستیم.
سیدعلی با خونش،رخوت را از تن انقلابیها تاراند و همه را پای کار دفاع از ایران آورد!
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
#فتح_خیبر
هدایت شده از Z.b
دوستان
هم خودمون
حواسمون باشه و هم به دیگران بگیم
این شبها تو خیابون
برای خدا شعار بدیم
نه در جواب
کسایی که شعار پهلوی میدن
اون ها خیلیهاشون دشمن نیستن و گمراه هستن
دعا کنیم برای هدایت خودمون و اونها
اصلا پهلوی عددی نیست و بحسابش نیاریم،
پهلوی سال۵۷ مُرده و ما خودمون رو خرجش نکنیم
خودمون رو خرج
شعار الله اکبر کنیم
یاعلی
مهر یا آبان سال گذشته بود. یکی از مجروحین پیجری لبنان نشسته بود مقابلم و به درخواست من داشت ماجرای انفجار پیجرش رو تعریف کرد، تراژدی غافلگیری و جراحت که تمام شد، گفت: ما هرگز فکر نمی کردیم سیدحسن رو از دست بدیم. حزب الله بدون سیدحسن برامون متصور نبود.
خدا دید خیلی روی سید حساب کردیم این امتحان رو ازمون گرفت. عده ای بعد از سید در فاز سوگواری و "بیچاره شدیم" و "دیدی چه خاکی توی سرمون شد؟" گیر کردند و عده ای سریع خودشون رو جمع کردند و گفتند: "تا حالا هم خدای سید، حزب الله رو می چرخونده. خدا که نمرده."
پرسیدم: "مگه قبلش نمی دونستید که اراده ی خدای سیدحسنه که داره حزب الله رو پیش می بره؟"
گفت: "چرا. ولی وقتی می خوای به قله برسی به مرور مسیرت سربالایی تر می شه. از یه جایی به بعد طی مسیر صعودی به نیروی ایمان بیشتری احتیاج داشت و توحید قوی تر می خواست. خدا خواست توحید ما بیشتر بشه تا مسیر برامون قابل ادامه دادن باشه.
من سرتکان می دادم و حرفهایش را توی دفترم می نوشتم. تا اینکه گفت:
"مطمئن باشید خدا از شما هم این امتحان رو می گیره! مسیر ما یکیه."
خودکار توی دستم خشک شد. سرم را بلند کردم و نگاهش کردم.
منتظر واکنش من بود. ولی من همیشه از این فکر طفره رفته بودم. هرگز حتی در خیال خودم هم نبودن آقا را نمی توانستم تصور کنم. به محض اینکه چنین خیالی به خاطرم خطور می کرد با خودم می گفتم: "ان شالله من اون روز نیستم."
ولی جانباز پیجری آن روز را یکهو زنده کرد و کوبید توی صورتم.
چه خوب که چشم نداشت چهره بهت زده من را در آن لحظه ببیند. اما سکوتش می گفت که منتظر است چیزی بشنود. دهنم کویر لوت شد. کلمه ها یکجا در زمین فرو رفتند.
تارهای صوتی م اعتصاب کردند.
درجا لال شدم. حرفی که گفته بود معقول به نظر می رسید. من نباید آن قدر همه امیدم را به آقا گره می زدم. توحید بیشتر و ایمان بیشتر را می خواستم یا آقا را؟
بعد از جلسه تا خانه به این فکر کردم که اگر در حضور آقا بتوانیم توحیدمان را بیشتر کنیم، خدا مجبور نمی شود با بردن آقا این کار را با ما بکند.
ولی ظاهرا نشد. نتوانستیم.
حالا که امتحان شدیم باید بتوانیم خودمان را تا قله بکشانیم. ما برای این قسمت انتهایی خیلی هزینه داده ایم.
دست ها را بگذاریم روی زانوهایمان و راه بیفتیم. همه ی هم مسیرها هم بیایند.
بسم الله.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
هدایت شده از انتشارات شهید کاظمی
السلام علیک ایها الامام الشهید🌷
⚫️ مشارکت مردمی در اقامه عزای #امام_شهید
⚫️ برای مشارکت در هزینه های مربوط به
برگزاری موکب، چاپ پوستر، چاپ و نصب بنر
🎁هدایا و نذورات خود را به شماره حساب زیر واریز کنید👇
⚫️ بانک ملت(موسسه شهید حاج احمدکاظمی)
⚫️ شماره حساب:
9528547105شماره شبا:
410120000000009528547105شماره کارت:
6104338800028512(جهت کپی شماره روی آن بزنید) مستندات هزینههای انجام شده اطلاع رسانی خواهد شد. 📚 انتشاراتشهیدکاظمی (قرارگاه فرهنگی عملیاتی منتظران ظهور"عج") 🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1