هدایت شده از دکتر صدیقه طهرانچی
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥حسن دوم است و میدانم / غربتش خانگیست این آقا
+ احمد بابایی، شاعر
#شعر #اهل_بیت(ع) #صبحانه_ایرانی
🔴 @sobhaneye_irani
چه طوری از خدا دل ببریم؟
خدايا!
ما را از كسانى قرار بده كه درخت "اشتیاق به تو" در باغ قلبشان حسابی محکم شده🌳
و کانون دلهايشان با "سوز عشق تو" حرارت گرفته🔥
برای همین در آشيانه انديشه هاى والا خانه می کنند🏠
و در گلستان قرب و مكاشفه ات مى گردند🏞
و از حوض هاى محبّتت با جام ملاطفت مى نوشند.⛲️
إِلٰهِى فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذِينَ تَرَسَّخَتْ أَشْجارُ الشَّوْقِ إِلَيْكَ فِى حَدائِقِ صُدُورِهِمْ،
وَأَخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ،
فَهُمْ إِلَىٰ أَوْكارِ الْأَفْكارِ يَأْوُونَ، وَفِى رِياضِ الْقُرْبِ وَالْمُكاشَفَةِ يَرْتَعُونَ،
#مناجاتالعارفین
#چهطوریازخدادلببریم؟
#باکلمههایکسیکهزینالعابدینبود
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
هیچ تصویری به این اندازه نمی تونست میزان وحشتناک بودن عذاب رو شیرفهم کنه😭
#آیهنوش
@ayenooshgah
.
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
آیات مربوط به قیامت خیلی تکاندهنده است. من پیشنهاد میکنم هر کدام به تنهایی آیات قیامت را مرور کنیم؛ چون به آن احتیاج داریم. این دیگر از چیزهایی نیست که انسان بتواند آن را ثبت کند و آمار بدهد. صدها آیه در قرآن دربارهی قیامت وجود دارد؛ هم بشارتهای قیامت هست، هم تهدیدهای آن؛ هر دو تکاندهنده است. بشارتهای قرآن هم تکاندهنده و جذاب و شوقآفرین است؛ تهدیدهای قرآنی هم تکاندهنده است و دل انسان را آب میکند. «یبصّرونهم یودّ المجرم لو یفتدی من عذاب یومئذ ببنیه و صاحبته و اخیه و فصیلته الّتی تؤویه و من فی الأرض جمیعا ثمّ ینجیه»؛(۱) مجرم از شدت عذاب الهی آرزو میکند که بتواند فرزند خودش را فدا کند تا نجات پیدا کند؛ عزیزان خودش و همهی انسانهای روی زمین را قربانی کند تا از عذاب نجات پیدا کند؛ اما نمیتواند. عذاب الهی است، شوخی که نیست؛ «کلّا انّها لظی. نزّاعة للشوی. تدعوا من ادبر و تولّی. و جمع فاوعی».(۲)
بیانات در دیدار کارگزاران نظام؛ ۱۳۸۳/۸/۶
#آیه_نوش
#سخن_بزرگان_طورش
📚خورشید که غرق نمی شود
✨️ قصه تولد: محصول رودربایستی با دوست پدرم! 😊
یکی از دوستان پدرم که با انتشارات حفظ و نشر ارزشهای لشکر عاشورا همکاری داشت با شنیدن این خبر که من کتاب مینویسم مصاحبههای یکی از شهدای لشکر عاشورا را به پدرم سپرده بود که به دستم برساند که من برایش کتاب بنویسم. با بیمیلی مصاحبهها را گرفتم و شروع به خواندنشان کردم. محمد آقای شمسی یک غواص هجده سالهی اهل تبریز بود که در عملیات والفجر هشت به نحو غریبی به شهادت رسیده بود. بارها قصهی شهادتش را از زبان پدرم شنیده بودم و به ایثار و بزرگی یک جوان هجده ساله غبطه خورده بودم. ولی با خواندن دست نوشتهها و وصیت نامه و خاطرات زندگیاش فهمیدم که نوع شهادتش در راستای نحوه زیست مومنانه و تفکر عمیق او در دریای دین بوده و همین مصممام کرد که کتابش را بنویسم. کتاب را با یک پسر کلاس دومی وسواسی نسبت به درس و مشق و یک پسر چهارسالهی همیشه کنار لپ تاپ و یک پسر توی دلم نوشتم. البته توفیق را خدا داد و کلمات را هم خدا روانه کرد. همنشینی با آقامحمد برایم شیرین بود.
📝 قصه کتاب:
ما در این کتاب یک زندگی معمولی را می خوانیم. هیچ کس قهرمان نیست و هیچ اتفاق خارق العادهای رخ نمیدهد. رشد شخصیت در این کتاب در بستر زندگی و خانواده به آرامی شکل میگیرد و در نقطه انتهایی به اوج میرسد. یک عاشقانهی آرام از زندگی جوانی عاقل و دوست داشتنی.
🔷️ سرنوشت کتاب:
نشر حفظ آثار و ارزشهای لشکر عاشورا کتاب را چند سال بعد از تحویل! چاپ کرد و بعد از رونمایی در نمایشگاه کتاب سال ۹۷ به انبار خود سپرد و دیگر سراغی ازش نگرفت. هیچ نسخه ای از کتاب در هیچ جای کره زمین موجود نبود! تا اینکه همچنان نشر شهید کاظمی به دادم رسید و ازم خواست تا آن کتاب را هم به آنها واگذار کنم. سال ۹۹ کتاب «خورشید که غرق نمی شود» دوباره توسط انتشارات جدید چاپ شد. اتفاق خوبی که برای کتاب افتاد این بود که از بین تعداد زیادی کتاب مشابه توسط گروهی حرفهای برای ترجمه انتخاب شد و سال گذشته نسخه انگلیسی آن هم چاپ شد.
#خورشیدکهغرقنمیشود
#معرفیکتابهام
#نشرشهیدکاظمی
#رودربایستیباپدر
#نمایشگاهمجازیکتاب
💠 پیوند مستقیم خرید خورشید که غرق نمیشود از نمایشگاه مجازی کتاب تهران
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
✨️ بریده کتاب:
محمد زانوهایش را از سرما بغل کرده و لای پتو مچاله شده بود صمد یک جفت جوراب بافتنی از توی ساکش بیرون آورد و روی جورابهایش پوشید.
...ننه قربونت برم که نمیذاشتم اینارو بذاری تو ساکم. همهش میگفتم اونجا جنوبه زمستوناش هم گرمه. چه میدونستم اینجا جنوب نیست. قطب جنوبه.
ما هم قراره در نقش پنگوئن به اسلام و مسلمین خدمت کنیم که شانههای محمد از خنده تکان خوردند...
#بریدهکتاب
#خورشیدکهغرقنمیشود
✍🏻 دیمزن
هدایت شده از «امین»
✍️ شعری درباره درخشش حضرت امام جواد علیهالسلام در مجلس علمی برپاشده از سوی مأمون
▪️مجلسی علمی بياراييد
گفت با درباريان مأمون
هر چه دانشمند از هر جا كه بتوانيد گرد آريد
وآنگه او، يعنی امام شيعيان، ابنالرّضا،
آن كودك نُهساله را
در صدر آن مجلس فرا داريد!
▪️پرسشی فقهی از او دانشوری پرسد كه درمانَد
كودكی از دانش فقهی چه میداند؟
من يقين دارم كه نتواند
او ميان جمع از پاسخ فرو ماند
مجلس از دانشوران پر بود
هر كسی بنشسته بود آنجا كه او را نيک درخور بود
در كنار تختِ مأمون، جايگاه برترين دانشور دينی
در دگر سو، جای آن خورشيد كوچک
جای آن كودک
سوی آن گر اندكی گردن بيفرازی
چهرهاش را نيز میبينی
چهرهای رخشنده و روشن
در نگاهش موجی آرام است و پُرژرفاست
گويی آن چشمان او درياست
پرتو مهتابی و كمرنگ يک لبخند
در نگاه و در تبسّم، چشم و لب را میدهد پيوند
كودک است امّا...
صولت نوباوگان شيرها با اوست
كوچک است امّا...
قدرت انديشگی چون پيرها با اوست
چون اشارت كرد مأمون
كرد آغازِ سخن، دانشور برتر
پيری از هفتاد افزونتر
شايد اندک بيش، اندک كم
نام او «يحيای بِن اَكثَم!»
رخصتی دِه تا بپرسم از تو اي فرزند پيغمبر!
پرسشی در نزد اين مردان دانشور
▪️آن امام راستان فرمود:
«آنچه خواهی پرس.»
گفت مرد آيا شكار اندر حرم را حكم فقهی چيست؟
چون كس آنجا افكند تيری،
گر شكاری كشت،
هيچ او را هست تدبيری؟
آن امام پاکجان پرسيد:
او مُحِل بودهست يا مُحرم؟
اهل دانش بوده يا نادان؟
تير را عمدا فكنده يا خطا كردهست؟
روز بوده يا به شب كاين ماجرا كردهست؟
آن چه را او كشت...
بچّهحيوان بود يا حيوان كامل بود؟
آن كه صيد افكند كودک بود يا انسان عاقل بود؟
نيز آيا او بُوَد بنده؟
يا كه آزاد است و خادم نيست؟
او ز كار خود پشيمان است؟
يا كه نادم نيست؟
كار او صيد است؟
يا شكارش از سر شوق و تفنّن بود؟
وآنچه كرد آيا به احرام خود اندر عمره يا حج تمتّع بود؟
هر يک از اينها كه پرسيدم حدود بيست...
در سؤالت نيست!
▪️گر به واقع حكم حق را از سؤال خويش میجويی
خود بگو با من، ميان اين همه آيا سؤالت چيست؟
تا بگويم پاسخت را در خور هر يک كه میگويی
بهت بیفرجام آن پرسنده و مأمون و مجلس را
بعد از اين گفتار میدانی؟
من چه گويم آن چه را خود زين روايت بازمیخوانی؟
🎙 شعرخوانی آقای سیدعلی موسوی گرمارودی در حضور رهبر شهید انقلاب؛ ۱۳۸۸/۶/۱۴
📆 انتشار به مناسبت سالروز شهادت امام جواد علیهالسلام
💻 Farsi.Khamenei.ir