هدایت شده از کانال رسمی سردار سرلشکر شهید حاج محمود باقری
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
📹ویژه_سالگرد_شهادت
سخنان شنیده نشده از سردار شهید حاجی زاده
کانال رسمی سردار سرلشکر شهید محمود باقری
@sardar_shahid_mahmood_bagheri
صبح جمعه ۲۳خرداد۱۴۰۴ میتوانست مثل همۀ صبحجمعههایی باشد که حاجی مأموریت و سفر نبود. طبق عادت، زود بیدار میشد. قرآن رحلی بزرگش را باز میکرد و کمی میخواند. توی حیاط نرمش میکرد و به فلفلها و گوجههایی که کاشته بود میرسید. چای صبحانه را بدون دنگودونگ اضافه دم میکرد و منتظر بیدار شدن حاجخانم میماند.
اما آن صبح جمعه با انفجار شروع شد. پنجرهها ترکیدند و یکی از دیوارهای خانه خراب شد. چه اتفاقی افتاده بود؟ حاجخانم چادرش را سرکرد و دست رضوانه را گرفت و سراسیمه دویدند سمت کوچه.
«چه خوب که باباجون خونه نبود!»
#برشیازکتاب
#مردیکهمیخواستزندهبماند
#یکسالپیشدرچنینروزی
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
احتمال حمله در آن شب کم بود. ایران و آمریکا هنوز پای میز مذاکره بودند و بعید بود آمریکا اعتبار خود را قمار کند و وسط مذاکره، اجازۀ حمله را به اسرائیل بدهد. ولی محافظها همان شب بو بردند که احتمال شهادت حاجی وجود دارد. نه از تحرکات رادار که هک شده بود و چیزی نشان نمیداد، که از روی اخلاق حاجی! با آنهمه دوندگیِ آن روز، از حاجیای که لباس نظامی تنش بود، انتظار ابهت و جدیت همیشگی را داشتند؛ اما حاجی آن شب در نهایت عطوفت و رأفت بود؛ طوری که سجاد به سینا گفت: «ما زنده از این ساختمون بیرون نمیریم. ببین اخلاق حاجی رو! دیگه رسماً نوربالاس.»
#برشیازکتاب
#مردیکهمیخواستزندهبماند
#یکسالپیشدرچنینروزی
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
خب وقتی که هنوز شما خواب بودید اولین برنامهم اجرا شد الحمدلله.
به جای این سر کوچه رفته بودم اون سر کوچه و کمی دیر رسیدم و غر شنیدم! خوبه نوبتم نشده بود ولی دیگه وقتی برا گریم و اینا نبود.
حالا من هزار بار رفتهم برنامههای صدا و سیما کلی معطلم کرده اندها!
می تونم بگن حقشونه
ولی می گم حق دارند. برنامه زنده رو آنتنه. نمی شه معطل مهمان بمونن.
من خیلی خوش قولی رو دوست دارم و خدا رو شکر نود و پنج درصد مواقع به موقع میرسم سر قرارام.
#صبحبهخیرایران
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
سینا خیلی امام حسینی بود.هیئتی خفن.
از آنها که جماعتی با نحوه عزاداری او در هیات به گریه میافتادند.
او و سجاد آنقدر نوربالا بودند که سرتیم حفاظت سردار میگفت: «شما دوتا باهم توی یه شیفت نباشید. حاجی رو به باد می دید!»
صبح ۲۳ خرداد وقتی که سینا در یک متری سردارحاجی زاده ایستاده بود و یکهو همه چیز سیاه شد، از لای همان دود و غبار از سجاد که در چند قدمیش گیر افتاده بود پرسید: «سجاد خوردیم؟»
سجاد به سختی خاکهای توی دهانش را تف کرده و جواب داده بود: «آره دیگه. گفتم آخرش با موشک می زننمون.»
دغدغهی سینا ولی چیز دیگری بود.
«یعنی الان آقا اباعبدالله مییان بالا سرمون؟»
سجاد که داشت اشهدش را بلند بلند میگفت لحظهای ساکت شده و بعد گفته بود: «آره...حتما می یاد»
و چند دقیقه بعدش صدای سلام سینا به اربابش را شنیده بود.به عنوان آخرین صدایی که از شهید سینا سهامی محافظ سردار حاجی زاده در صبح ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ در ذرات طبیعت طنین انداخت و خاموش شد. امام حسین یک نوکر دیگر خودش را هم توی بغلش گرفت.
#شهیدسیناسهامی
#شهدایهوافضا
🚀چمروش
راوی رشادتهای هوافضا
https://ble.ir/chamrosh_iran
https://eitaa.com/chamrosh_iran
کار دومم تو حوزه هنری بود که الحمدلله انجام شد.
این بنر هم به نظرم آشنا می اومد😊😉
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
الان جای سومیام که باید میرفتم.
چقدر تابلوهای روی در و دیوار میتونن حس آدم رو نسبت به اون محیط خوب کنن.
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
هیییی
چه روزهایی در پیش داریم...
خدایا آقامون رو که به خاک بسپاریم میریم سراغ گرفتن تقاص خونش.
😭
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
این هم برنامهی چهارم امروز.
این حجم از دوستان تحویل گیر داشتن هم نوبر بود!
این تازه بخشی از حجم گلها بود!
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید شدن حاصل شهید زندگی کردنه.
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan