eitaa logo
دیمزن
4.7هزار دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
972 ویدیو
29 فایل
دنیای یک مادر زائر نویسنده
مشاهده در ایتا
دانلود
آخرشم شام ساده ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨💔 لبنان را فراموش نکنید... 🇱🇧 صبح خبر از ۱۸ شهید بود... الان خیلی بیشتر شده؛ شاید ۴۷ شهید و ۹۷ مجروح... و هر ساعت، این آمار بیشتر می‌شود... 🍼🩹 در میان صدای انفجارها، هنوز هم مشغول توزیع شیر خشک و پوشک بین خانواده‌های جنوب لبنان و بیروت هستیم. 🌹 دم مردم عزیز ایران گرم... 🌹 دم بچه‌های طارقی و همه جهادی‌ها گرم... اما حقیقت این است که... 💔 کمک‌ها خیلی کم شده و دستمان بسیار تنگ است. اگر امروز امکان کمک مالی ندارید، حداقل این پیام را منتشر کنید. 📢 حداقل کار، تبلیغ و انتشار است. شاید همین انتشار، سبب شود کودکی امشب شیر خشک داشته باشد، یا مادری، پوشک فرزندش را تهیه کند. 🤲 لبنان را فراموش نکنید... مردمی که هنوز زیر آتش، با صبر و امید زندگی می‌کنند. علی حب الحسین👈 ۵۰۴۷۰۶۱۰۴۳۵۵۷۸۶۳ ۶۰۳۷۹۹۷۱۲۲۴۰۳۲۳۲ IR 2406 1000 0000 7008 1933 8396 0101208974003 🇮🇷❤️🇱🇧 @SafarNameh_Lobnan
دیمزن
من قاطعیل م. فرشته قطع کننده. قاطعیل ها مختلفند. بعضی مسئول قطع کردن رشته افکارند و بعضی رشته کلام را آنجا که لازم است قطع می‌کنند. من اما قطع کننده‌ی رشته‌ی اُنسم. ماموریتم هم سبک و سنگین دارد. بعضی رشته‌های انس نازکند و راحت بریده می‌شوند و بعضی آنقدر کلفت و پرتعدادند که زورم به قطع شان نمی‌رسد. تا هرجا که می‌توانم انجام وظیفه می‌کنم. هرسال ایام حج سرمان شلوغ می‌شود. باید به تک تک حاجی‌ها سر بزنیم و رشته‌های انس شان را پاره کنیم. انس به کار و خانه و خانواده و سبک زندگی‌شان. پرفشار است اما سخت نیست. به جز آن‌هایی که بچه‌های کوچک دارند. عاملی که دل کندن را سخت‌تر و پیچیده‌تر می کند. مثلا تا می‌خواهم رشته‌های طرف مادر را قطع کنم یکهو رشته‌های طرف بچه مثل لوبیای سحرآمیز رشد می‌کنند و اگر نجنبم تبدیل به دلتنگی و بدقلقی می‌شود و اطرافیانش را له می‌کند. امسال که حج و جنگ ایران روی هم افتاده بود کارمان چند برابر هم شده بود. باید همزمان به خانواده شهدا سر می‌زدم و رشته‌های انس‌شان را هرس می‌کردم. خیلی عجیب بود. مثلا به همان زنی سر می‌زدم که رشته انسش را در ساعات اول بعد از شهادت همسرش آرام و بی دردسر قطع کرده بودم و بی گریه در مجلس ترحیم همسرش نشسته و به همه تبریک گفته بود. بعد از چندماه به یکباره با دلتنگی عجیبی مواجه میشدم که مثل طناب‌های ضخیم قیچی نمی‌شد. اُنس، چیز غریبی است. در عین لطافت، قدرت زیادی دارد. آدم ها را به کارهای عجیب وادار می‌کند. پدری را متقاعد می‌کند صد و ده روز کنار مزار پسرش در قبرستان میناب بخوابد یا خواهری را وادار می‌کند از مدینه با شتر به مقصد خراسان عزم سفر کند. حتی می‌تواند قدرتی به یک پسرک یازده ساله ریزنقش بدهد که از دستان پرقدرت عمه فرار کند و خودش را حائل بین شمشیر دشمن و پیکر عمویش قرار دهد. من خودم رشته انس عمو را پاره پاره کرده بودم. توی آن آخرین خداحافظی که بچه‌ها پای اسبش را گرفته بودند و نمی‌گذاشتند برود. به رشته‌های انس بچه‌ها هم تا توانستم ضربه زدم. آنقدر که به مویی بند بود. اما به یکباره عبدالله غافلگیرم کرد. یادگار برادر امام بود و در خانه عمویش بزرگ شده بود. به هم انس زیادی داشتند. در لحظه رشته‌های پاره به هم گره خوردند و عبدالله را به میدان کشاندند. تا خودم را برسانم نامردی رسید و دست عبدالله را قطع کرد. رشته های انس ضخیم درهم تنیدند و عبدالله را به سینه ی عمو فشار دادند و من هیچ تلاشی برای قطعشان نکردم. عوضش نشستم همانجا و گریه کردم برای ناتوانی خودم. برای قاطعیلی که به درد قطع کردن دست قاتل عبدالله نمی‌خورد. ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا استغفرالله از هر لذتی جز یادت و از هر آسایشی جز اُنس‌ت و از هر خوشحالی ای جز آغوشت و از هر شغلي جز اطاعتت وَ أَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ لَذَّهٍ بِغَيْرِ ذِكْرِكَ وَ مِنْ كُلِّ رَاحَهٍ بِغَيْرِ أُنْسِكَ وَ مِنْ كُلِّ سُرُورٍ بِغَيْرِ قُرْبِكَ وَ مِنْ كُلِّ شُغْلٍ بِغَيْرِ طَاعَتِكَ ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
دیدم صدای مداحی ملایم و دلچسبی می یاد. فکر کردم از ضبط ماشین های عبوریه. اما هرچی صبر کردم صدا عبور نکرد! پرده رو کنار زدم و این موکب نقلی رو دیدم. همون جوون های امروزی ای که هر روز جلوی این اتوگالری می ایستادن به حرف زدن و علافی، شلنگ کشیده بودن و دیگ شربت رو پر می کردند و لیوان یکبارمصرف ها رو از مغازه می آوردند. واقعا کیه این امام حسین؟!🥲 این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
با دسته تو خیابونای محل می چرخیم و چیزای جالبی می بینیم.😉 ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
دقیقا سال پیش این موقع بود که این جا رو زدند و چندتا از فرماندهان بزرگ اطلاعاتی مون همین جا شهید شدند. موج انفجارش تا خونه ما هم اومد. الان جلوش بلوک چیده بودند و نمی دونم برنامه شون برای ساختن دوباره ش چی بود. ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
اینجا ولی مال جنگ اخیره و هنوز آثار خرابی تو خونه های همسایه مشهوده و خود ساختمون هم پودر شده. اینجا هم چندنفر شهید شده اند‌ ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan