جلوی خانه این شهید ایستادیم.
شهیدی ۱۷ ساله که توی عراق به دنیا اومده و بزرگ شده بود. ولی با شروع جنگ می ره جبهه و با عراقی ها می جنگه!
۱۲ سال هم پیکرش برنمی گرده.
مادرش چهار ماه پیش به رحمت خدا رفته.
اینو تو نت پیدا کردم.
شهید «سمیر محمدیان» فرزند احمد اهل روستای سراب کارزان شهرستان سیروان در سال ١٣۴٨ در شهر بغداد چشم به جهان گشود.
شهید دوران کودکی خود را در کنار پدر و مادر سپری نمود و پس از طی دوران ابتدایی در کشور عراق پس از آنکه حزب بعث عراق اقامت شیعیان ایرانی را تمدید نکرد و به ایران معاود (بازگشت) دادند، بهمراه خانواده خود به ایلام برگشتند.
شهید به درس علاقه فراوان داشت و در مدارس ایلام نام نویسی نمود، اما چون زبان فارسی بلد نبود کمتر میتوانست به کلاسها برود. سرانجام با آغاز جنگ تحمیلی وارد لشکر بدر گردید و به جبهه رفت و به مبارزه علیه دشمن پرداخت و در دهم بهمن ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ در شلمچه و در کنار نهر جاسم به فیض شهادت نائل آمد.
پیکرش ١٢ سال در منطقه بر جا ماند و پس از تفحص هجدهم ۱۸ خرداد ۱۳۷۷ در گلزار شهدای بهشت رضا (ع) ایلام به خاک سپرده شد.
#کاروانراهیاننورمحله
#شهیدسمیرمحمدیان
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
پذیرایی خانواده شهید
یه فاتحه برا خودش و مامانش بخونین.
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
شهید دوم امشب یه سرباز ارتش بود. که سال ۶۵ توی جبهه با اشتباه سهوی گلوله خودی شهید شده بود.
چقدر دل مامانش سوخته لابد😢
الان پرسیدم از داداشش گفت محل خدمتش پادگان تبریز بوده. خودش با اصرار خواسته اعزام بشه جبهه و موقع شهادت فقط ۱۱ روز از خدمتش مونده بود.😔
#کاروانراهیاننورمحله
#شهیدفرشادایازی
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
اینم پذیرایی این خانواده+ فاتحه
یه بار کیف نیاوردما🫠😐
نه جیب دارم نه تو دستم جا دارم
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
883K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امشب دوبار از این کوچه ی جانباز رد شدیم.
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
700.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو کوچه خیابون و جلوی در خونه ها و مغازه ها افرادی هستند که با دسته سینه می زنند. حیف نمی تونم ازشون فیلم و عکس بگیرم. ولی حالشون رو خریدارم.
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
پرچمدار ارباب امشب علمش را برایمان فرستاده بود...
شبیه دست نوازشی بود که بر سرمان کشیده شد...
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
حالا اشک بریزیم یا قیمه بخوریم؟😭😭😭😭😭😭😭
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
دسته ی امروزمون قبل از ظهره...
خدا گاهی به خاطر ما ابرها رو می یاره جلوی خورشیدش ما مثل کاروان امام از گرما هلاک نشیم.🥲
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
گفتن چون امروز روز برادر اربابه می ریم سراغ خانواده هایی که دو برادر ازشون شهید شده.🥲
از برادرشون که الان جراح دندانپزشکه خواستم برادراشو توصیف کنه. گفت در یک جمله "خیلی شجاع بودند."
گفت: ما اصالتا اردبیلی هستیم. طاهر دانشجوی اقتصاد دانشگاه علامه بود. پاسدار کمیته بود. میرفتن خونهی تیمی رو بگیرن همه می کشیدن کنار میگفتن اول طاهر ترکه درو باز کنه بره تو بعد ما مییاییم. جگر شیر داشت.
افشین هم دانش آموز بود. ۱۷ سالش بود. به اصرار رفت جبهه و شهید شد. غیرتش قبول نمی کرد بمونه. الان اگه مونده بودن هم بی تفاوت نمی نشستند. حتما یه جای مهمی میجنگیدند.
#کاروانراهیاننورمحله
#برادرانشهید
#شهیدانطاهروافشیننوبخت
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
دو برادر شهید ۱۴ و ۱۶ ساله!
که مکبر و قاری قرآن مسجدمون بودهاند. و الان خانواده شون تو این محل نبودند. ولی جلوی خونه قدیمی شون ایستادیم و فاتحه خوندیم.
اگه فکر میکنید یه شهید چهارده ساله چه طوری رفته جبهه که باید بگم نذر روزه کرده و خدا راهش داده!
و اگه فکر میکنید یه نوجوون ۱۶ ساله چی میفهمیده از جبهه و جنگ وصیت نامه شو میذارم الان ببینید که انگار برای همین الان ما نوشته.
#کاروانراهیاننورمحله
#برادرانشهید
#شهیدانحسینورضاکاووسیفر
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan