.
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
قد افلح من تزکّی.
یعنی آن کسی که خود را پاکیزه کند و دامان و روح و دل خود را از آلودگیها نجات دهد، از فلاح برخوردار است.
فلاح، یعنی موفقیّت در میدان زندگی و رسیدن به هدف آفرینش.
بیانات آقا در خطبههای نماز عید فطر؛ ۱۳۷۵/۱۱/۲۱
#آیه_نوش
#سخن_بزرگان_طورش
.
.
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
آن مسألهی اساسی که در انقلاب اسلامی *هدف اعلی و والا* به حساب میآمد و میآید، عبارت از *تزکیهی انسان* است.
*همه چیز مقدمهی تزکیه و طهارت آدمی است*.
عدالت در جامعه و نیز حکومت اسلامی در میان اجتماعات بشری هم با اینکه هدف بزرگی محسوب میشود، ولی خود آن یک مقدمه برای تعالی و رشد انسان است که در تزکیهی آدمی نهفته است.
هم زندگی در این عالم - اگر بخواهد به سعادت برسد - محتاج تزکیه است،
و هم درجات اخروی و معنوی، متوقف بر تزکیه است.
فلاح انسان - یعنی دست یافتن انسان به مقصد اعلی - وابستهی به تزکیه است؛
«قد افلح من تزکّی. و ذکراسم ربّه فصلّی».
آن کسی که تزکیه بکند، فلاح و رستگاری را به دست آورده است. شما روش نبیّاکرم(صلّیاللَّهعلیهوالهوسلّم) را در تمام لحظات دعوت اسلامی خود ملاحظه بفرمایید؛ از روزهای اول که در غربت محض بودند و با تنهایی خود با همهی دنیای جاهلیت و کفر مبارزه میکردند، تا اوج قدرت اسلامی، یعنی آن روزی که پیامبر مکه و طائف را فتح کرده بودند و حجاز را تماماً زیر سلطهی خود درآورده بودند، در هر مناسبتی پیامبر اکرم مردم را دعوت میکردند که نفس خود را تزکیه و تطهیر کنند.
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم؛ ۱۳۷۰/۸/۱
#آیه_نوش
#سخن_بزرگان_طورش
.
از: اجرائیل شماره 24
به: حشرائیل (فرشته اعظم مراسمات بزرگ)
حدود ساعت چهارعصر بود که ماشین پیکرها وارد خیابان امام رضا شد. کاتبیل ها را فرستادم میزان اجر مردم منتظر را بر اساس درجه هوا و داغی آسفالت زیر پایشان و مدت زمانی که معطل شده بودند و سختی ها و موانع حضورشان و تعداد بچه های آویزان از گردن و دستشان محاسبه و یادداشت کنند. اما مدام مراجعه می کردند و سوال می پرسیدند. برای آنها که زائرند، دوری و نزدیکی شهرشان اثر ندارد؟ بیشتر و کمتر گرداندن پرچم ضریب دارد؟ سنگینی دسته پرچم و نوع شعار روی مقواهایشان چی؟ تفاوت آنهایی که با سماجت پرچم خودشان را از شهرستان آورده اند با آنها که دم مراسم پرچمی را از کسی دو در کرده اند را چه طور حساب کنیم؟ برای آنهایی که رفته اند بالای سقف ایستگاه های اتوبوس نمره منفی در نظر بگیریم؟ کلافه ام کردند! گفتم محاسبه دقیق را بی خیال شوند. برای همه شان اجر شرکت در تشییع حمزه سیدالشهدا بنویسند و تمام. از چند ساعت قبل ظرفیت حرم پر شده و درهایش را بسته بودند. به مردم می گفتند اتصال نماز از خیابان امام رضا برقرار نیست و برای اینکه بتوانید نماز بخوانید باید از خیابان های نواب و طبرسی و شیرازی متصل شوید. مردم مانده بودند منتظر پیکر بمانند یا خودشان را به نماز برسانند. ماشین سیاه حمل پیکر تا چهارراه دانش آمد و آنجا از مسیر مردم و تشییع خارج شد. صدای شعارها و عزاداری ها و گریه مردم از پشت اتوبوسی که مسیر فرعی را بست بیشتر شد. گفتم چند تا از فرشته های حامل پیکر بمانند و بالهای متبرک شان را بکشند روی سر آنها و دلداری شان بدهند. چند ساعت بعد پیکر قائد شهید مقابل محراب صحن پیامبر اعظم حرم رضوی قرار داده شد و نزدیکانش بالای سرش صف کشیدند. چند هزار نفر مشکی پوش کیپ تا کیپ پشت سر آنها بودند و جمعیت تا همه صحن ها و خیابان ها کشیده شده بود. این بار قرار بود پسرش مصطفی بر پیکر پدرش نماز بخواند. یک حافظیل و یک ذکرائیل فرستادم کنارش باشند. قلبش را نگه دارند، صدایش نلرزد و دست روی سرش بکشند اذکار را فراموش نکند. تکبیر اول را که گفت بغض جمعیت شکست. پسری بر پیکر پدری نماز می خواند و چندهزار نفر پشت سرش گریه می کردند. روح امام سجاد را دیدم که آمد و کنار نواده اش سید مصطفی ایستاد. شب شهادتش بود و خیلی دوست داشتم به زیارتش بروم. ولی مدینه کجا و مشهد کجا. بغض سیدمصطفی که وسط نماز ترکید، امام دست گذاشت روی کمرش و گفت: خوشحال باش پسرم. کاش من می توانستم چنین نماز باشکوهی برای پدرم بخوانم.» فرشته ها از روضه ای که خواند به گریه افتادند. مردم هم برای اذکار نماز گریه می کردند. گفتم همه را به حساب اشک روضه بنویسند.
#تشییعازمنظرآسمان
#گزارشهایلورفته
#فرشتههایخیالی
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
اومدم مصلا برای مراسم ختم آقای شهیدمون...
پشت این پیرمرد باصفا برادران لبنانی با عکس شیخ نعیم قاسم دیده می شن.
نمی دونین لبنانی ها تو عراق چقدر دلسوخته بودند که مثل قبل نمی تونستند با پرواز مستقیم بیان ایران. اونایی که تونسته بودن خودشون رو رسونده بودند عراق.
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
با اینکه روز غیرتعطیله و خیابون های اطراف مصلی قفل شده بود ولی مردم باز به هر زحمتی خودشون رو رسونده اند.
داشتم فکر می کردم ما یه ختم معمولی اقوام که می ریم اول و آخرش می ریم تسلیت می گیم حاضری می زنیم خودمونو نشون می دیم اینجا کی می فهمه کی اومد، کی نیومد؟ صاحب عزا کی می ایسته دم در که مهمونا رو تحویل بگیره؟
_نه خواهش می کنم. چه زحمتی؟ آقا خیلی به گردن ما حق داشتن. وظیفه مونه.
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
به سختی خودمو وارد جمعیت کردم.
آقاسیدمصطفاشون داشت تشکر می کرد از حضور مردم در تشییع و تدفین😢
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
چند شب بود که هر شب به دلیلی نمی تونستیم بیاییم خیابون.
امشب هم خیلی خسته بودم. ولی خودمو کشوندم.
تا آقا خودش نگفته خیابون نباید رها بشه.
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan