eitaa logo
دیمزن
4.7هزار دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
969 ویدیو
29 فایل
دنیای یک مادر زائر نویسنده
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی پسر جوان عاشق فوتبالت منتخب تیم ملی جوانان می شه ولی اسرائیل نمی ذاره به آرزوش برسه. من چشمام خراب شده! همه جارو فرشته ای می بینه🤪 یه فرشته داشت بالا سر قبر امیرحسین با اون توپه هد می زد و براش حمد و صلوات می فرستاد😬🙄 ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
حاج داوود شیخیان فرمانده پدافند هوافضا بود. جوان و شیک پوش و خیلی خیلی باهوش. یه پسر نوجوون تنها داشت بالای مزارش قران می خوند. نفهمیدم پسرشه یا نه‌. در هر صورت جالب بود. کتاب مردی که هوای آسمان را داشت از مجموعه آسمان‌دار ها درباره ایشونه. بخونید درباره اش تصدیق می کنید. ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
ده پونزده سال پیش حاج داوود و رفقاش برا آموزش سامانه های پدافندی رفته بودند روسیه. یه نیم صفحه هم جزوه برنداشته بود ولی از همه بهتر بلد شده بود. حتی تو چند ماه زبان روسی هم یاد گرفته بود. 😭 ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
آقاجلال محافظ آقای شیخیان بود. مثل خودش خوش تیپ و باحال و کار راه انداز. و خیلی دوست داشتنی. سه تا دختر داره. قبلا همینجا گفتم که مادرش می گفت برای اینکه تو رده ی حفاظت قبولش کنن چهل روز روزه گرفته بود. رده حفاظت که می دونین چه جای سخت و خطرناکیه! ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
قد آقاجواد ۱۹۰ سانت بود. از همین قد در پیدا کردن خوراکی هایی که خانومش بالای کابینت ها از دست بچه ها قایم کرده بود استفاده می کرد! دخترش بهش می گفت: بابا نردبون منه! برای همین سر تابوتش گریه می کرد که این بابای من نیست. بابای من بلند بود.😭 اقاجواد هم نخبه بود تو تخصص خودش. ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
سیدمحسن مهره مار داشت. امکان نداشت کسی باهاش ارتباط داشته باشه و دوستش نداشته باشه. با هر کس بلد بود چه طور رفتار کنه. باهوش و متخصص. از طراحی و کامپیوتر خیلی سر در می آورد. برای راحت شدن کارهاش برنامه نویسی کامپیوتری می کرد. حتی پیام رسان داخلی برای تیم خودش طراحی کرده بود🤪 ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
آقاخسرو ترک بود. با ته لهجه ترکی حرف می زد و همه را می خنداند. بهش اکبرعبدی هوافضا می گفتند. پسرش محمدعرفان می گفت حاضرم همه زندگی مو بدم یه بار دیگه صداشو بشنوم😢 ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
همه ی اینا تو جنگ دوازده روزه یکجا و با آقای حاجی زاده شهید شده اند. و تو قطعه ۴۲ همسایه دیوار به دیوارند.
با دو سه تا فاصله شون حاج محمده. که تو جنگ رمضان شهید شد. همیشه طرفدار دخترها بود. اسم دو تا عروسش و دخترش فاطمه بود. به خنده می گفت من تو خونه تیپ فاطمیون دارم!😉 ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
سهم شما صد صلوات😉 ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
کتاب رو گذاشتم موند اونجا. نمی دونم قسمت کی شد. ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
تذکر قشنگی کنار حضرت معصومه (س) ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan