امشب مسجدمون جشنه.
وسط برنامه ها به خانواده هایی که هر شب در سری دوم کاروان خودرویی شرکت کرده بودند تقدیرنامه دادند. پسرم رفت از دست روحانی مسجدمون گرفت.
به این فکر کردم که اون دنیا احتمالا رسول الله (فداشون بشم) هم می ایستند و یک به یک از خانواده ها با اسم تشکر می کنند.😍
ممنون که پای حکومت اسلامی ایستادید.
ممنون که ۱۸۰ شب زندگی عادی تون به هم خورد.
ممنون که...
چقدر حسرت می خوریم اگه اسم ما رو نخونه؟!🥲
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
پیش از تو رسم بود پیامبران عصا اژدها کنند؛
دریا بشکافند؛ طوفان به راه اندازند؛ آتش را باغستان کنند. تاریخ میگوید شب میلاد تو اما همه پادشاهان، از خسرو ایران تا قیصر روم و امپراطور چین و دیگران لکنت گرفتند. لال شدند چندساعتی. کاهنان نیمهشب لباس پوشیدند؛ تاروت و مهره و عود برداشتند و آتش انداختند. دودها که خوابید، گفتند مولود امشب با خود کلمه آورده؛ کلمه!
آری پیش از تو در جهان کلمه نبود.
جهان سراسر سکوت بود؛ بدون هیچ حرف!
تو آمدی. میان شمشیرهای آختهٔ از نیام بیرونآمده. میان بردگان و کنیزان سیاه؛ زیر شکنجههای سنگین اشراف. میان زنهای کبودچهره از تازیانههای متعدد شوهران. میان قبرهای کوچک خالی؛ آماده برای دفن فوری دخترکان قبیله. تو آمدی. بر دامنه کوه ایستادی و کلمههایت را گفتی. رود شد. جاری شد در میان شهر. بردگان را از حضیض شکنجه بیرون کشیدی و بر مسندها نشاندی. مردان را از چشمه کلمههایت نوشاندی. شلاقها را غلاف کردند و بوسه پشیمانی بر کبودیهای زنان ریحانهسان زدند. تو آمدی. در قبرهای کوچک خالی، کلمه کاشتی. جوانه زد و درخت شد. دخترکان، بزرگ شدند و در سایهاش بازی کردند. درخت کلمههایت میوه داده محمد(ص)! شجره طیبهای شده تناور و سبز و پربرگ؛ با سایهای خنک. تیشهها بر آن اثر نمیکند. آتشها نمیسوزاندش. جنگها؛ ترورها؛ همداستانی تمام کفار و مشرکین؛ هیچاهیچ. و ما امت تو؛ امت بزرگ و قدرتمند تو؛ از همه رنگها و در همه لباسها؛ بینگاه به حکام بیغیرت بوسفیاننژاد، در خنکای سایهسار شجرهات، ایستادهایم. قرص و محکم و بیشکست. بیرق کوچک مخفی در شعب و کوخهای قریشات را حالا بر سر دست گرفتهایم به دنبال فتح. هیچ متوقفمان نمیکند. عالم متحیر است. کلمههایت را در گوش هم زمزمه میکنیم تا به گوش عالم برسانیم؛ و تو را ندیده، همگی پذیرفتهایم که هنوز در جهان سکه به نام محمد است. کاهنان درست گفته بودند. مولود آن شب، با خود کلمه آورده بود؛ کلمه!
«مهدی مولایی»
https://ble.ir/m_molaie110
اول تبریک عمومی خدمت کل عالم بشریت که امروز رحمةٌ للعالمین دار شد.
دوم تبریک خاص به آمنه خانم که لابد وقتی نوزادش رو بغل کرده دلش برای آقا عبدلله تنگ شده و گریه کرده برای یتیمی نوزادش و با خودش گفته: حالا سرنوشت این طفل معصوم یتیم من چی می شه؟🥲😊
و خدا لبخند زده به این نگرانی آمنه خانم و فرشته ها بالا سرش چرخیده اند و با خودشون خندیده اند که ای بابا! با تولد این بچه طاق کسراها شکسته و آتشکده ها خاموش شده ولی مامانش هنوز نگرانه! مامانا همینن دیگه.
خلاصه که عیدتون خیلی مبارک😍
و باز یک تبریک عمومی برای اینکه یک معصوم دیگر از نسل پیامبر رحمت و یک *امام* از دوازده امامی که وصفشون در زیارت جامعه اومده پا به دنیا گذاشته و این اصلا اتفاق کمی نیست.😍
و یک تبریک ویژه خدمت ام فروه خانم و آقای محمدباقر (فداش بشم) که امروز صاحب پسر شده اند و لابد وقتی نوزاد رو داده اند به باباش خیلی خوشحال شده و گفته جدم رسول الله هم در چنین روزی به دنیا اومده بود. الهی که مثل جدم نگه دارنده ی دین خدا باشه و خدا دعاشو مستجاب کرده.😍😊
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
بعضی ها طبق این آیه
اسلام را قائل به پلورالیسم دانسته اند.
پلورالیسم یعنی که ادیان برهم برتری ندارند و پیروان هر آئینی در راه راست و مسیر درست هستند.
بریم بیانات آقا رو بخونیم ببینیم نظرشون درسته یا نه.
#آیه_نوش
@ayenooshgah
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
انسان میبیند و نوشتههایی را مشاهده میکند، گاهی چیزهایی بعضی میگویند و مینویسند که با توجّه به آیات قرآن نوشته نشده است.
قرآن میفرماید که
«قولوا ءامَنّا بِاللهِ وَ مآ اُنزِلَ اِلَینا وَ ما اُنزِلَ اِلی اِبرهیمَ وَ اِسمعیلَ وَ ... و ما اوتِیَ موسی و [عیسی و ما اوتِیَ] النَّبیّون»،
بعد از آنکه همهی آن شرایع قبلی را ذکر میکند که وظیفهی مسلمان این است که به آنها اعتقاد داشته باشد، بعد میفرماید:
فَاِن ءامَنوا بِمِثلِ مآ ءامَنتُم به فَقَدِ اهتَدَوا.
اسلام پلورالیسم را قبول ندارد؛ آنهایی که ترویج میکنند که «اسلام چون از حضرت موسی و حضرت عیسی تجلیل کرده است، قائل به پلورالیسم است» به قرآن مراجعه کنند، متون اسلامی را ملاحظه کنند؛ از روی بیاطّلاعی و از روی غفلت، یک مطلبی را ذکر میکنند؛ اسلام این است:
فَاِن ءامَنوا بِمِثلِ مآ ءامَنتُم به فَقَدِ اهتَدَوا وَ اِن تَوَلَّوا فَاِنَّما هُم فی شِقاقٍ فَسَیَکفیکَهُمُ الله؛
این معنای قرآن [است].
آنوقت در بین مسلمانان «حَریصٌ عَلَیکم»؛
دربارهی پیغمبر میفرماید که«حَریصٌ عَلَیکم بِالمُؤمِنینَ رَءوفٌ رَحیم».
نسبت به مؤمن دارای رأفت [امّا]
اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَمآءُ بَینَهُم؛
*در مقابل کسانیکه با شما دشمنی میکنند و دشمن شما هستند «اَشِدّاء» باشید؛ یعنی سخت باشید؛ مثل خاکریزِ نرم نباشید که دشمن از هرجا خواست بتواند در شما نفوذ کند؛ مستحکم باشید، ایستاده باشید امّا «رُحَمآءُ بَینَهُم»، بین خودتان، دلهایتان با هم صاف باشد، با هم مهربان باشید؛ اسمها نتواند شما را از هم جدا کند، مرزهای جغرافیایی نتواند شما را با هم دشمن کند، مرزهای جغرافیایی نتواند ملّتها را در مقابل هم قرار بدهد؛ این از آن درسهای پیغمبر است*.
ما امروز - روز ولادت نبیّ اکرم - خوب است درس بگیریم؛ فقط تجلیل کردن و تعریف کردن از پیغمبر، کاری نیست که امروز از ما انتظار میرود؛ باید درس بگیریم، باید بخواهیم که آنچه را پیغمبر برای آن مبعوث شده است، تحقّق ببخشیم که عرض کردم اولویّت، امروز در دنیای اسلام اتّحاد است.
بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان بیست و هشتمین کنفرانس بینالمللى وحدت اسلامى ۱۳۹۳/۱۰/۱۹
#آیه_نوش
@ayenooshgah
پاراگراف آخر رو دوباره بخونید.
خوندید؟
خب دیگه عرضی ندارم.🤪
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
💫ضمنا اتفاقی امروز به این بیانات رسیدم و دیدم که عه به مثل چنین روزی صادر شده.
همین نشونه های کوچیک دل آدمو گرم می کنه.😍
امروز این مجموعه داستان کوتاه درباره پیامبر رو معرفی می کنم.
من هم یه داستان کوتاه توش دارم.
همون داستانی که بعدها ایده ی اولیه ی تنها رمان من شد.
داستان #فرشتگانبویگلسرخمیدهند
کتاب #شبیه
#خاتمنویسی
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
من طرح و جزئیات رمان شبیه رو تو ایام کرونا با همراهی دوستم توی معدود کافه های باز سطح شهر درآوردیم.
همیشه بین مون برای حساب کردن پول کافه رقابت بود. هر کی سعی می کرد خودش حساب کنه چون می دونستیم که کار برای پیامبره و پول خرج کردن برای پیامبر شیرین بود.
من نمی گم کتاب شبیه معرکه س یا حتی عالیه. بالاخره اولین تجربه رمان نوشتن من بوده ولی اینو با اطمینان می گم که کلش با عشق به پیامبر نوشته شده. هر روز صبح وضو می گرفتم به پیامبر سلام می کردم و ازش اجازه می گرفتم بعد پشت میزم می نشستم.
هرجا هم گیر می کردم گره کار با صلوات باز می شد.😍🤩
#شبیه
#ماچقدرشبیهپیامبرهستیم؟
شیر را بچه همی مانَد بدو
تو به پیغمبر چه می مانی؟ بگو!
لینک خرید
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan