راستی من خیلی سال بود تصادف نکرده بودم. چقدر عملکرد پلیس و ثبت تصادف و کروکی، خوب و اروپایی طور و الکترونیکی و سیستمی و خلاصه باکلاس شده بود.
#خوبیهاروببینیم
#حتیوسطاتفاقاتناگوار
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
#درستصادف
#کلاسدیدگاهبله😅
#ازکرهآبگرفتن
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
خدا یه سری چراغ قرمز داره .
وقتی بهشون می رسیم باید پشت خط کشی بایستیم و رد نشیم.
خیلی سخته فهمیدن اینکه این رعایت ها به نفع همه است و هر کی از چراغ قرمز رد شه کار خطرناکی کرده؟
#آیه_نوش
@ayenooshgah
.
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
من به شما - در هر شأنی که هستید - نصیحتی عرض میکنم. البته این نصیحت، در درجهی اول، به خود من متوجه است و آن، حفظ حدود الهی است. اصل قضیه، این است.
بعد از ایمان آوردن به اسلام، آنچه که مطرح میشود، حفظ خطکشیهای اسلام است.
«و من یتعدّ حدوداللَّه فاولئک هم الظّالمون»
تعدی از حدود الهی، جایز نیست. اسلام، خطکشیها را دقیق معین کرده است. اگر کسی هم فکر کند که اسلام خطکشی نکرده است، باید خودش را ملامت کند و برود معلوماتش را زیاد نماید.
حکومت اسلامی و نظام جمهوری اسلامی، آن وقتی سربلند است که بتواند حدود الهی را حفظ کند...
حدود را بشناسید و طبق آن عمل کنید. هرچه که حد الهی است، آن درست است. سلایق شخصی باید دخالت نکند.
بیانات آقا در دیدار فرماندهان و جمعی از پاسداران کمیتههای انقلاب اسلامی؛ ۱۳۶۹/۱۰/۱۰
#آیه_نوش
#سخن_بزرگان_طورش
.
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
خدایا!
(می دانی چرا خودم و بچه هایم را از شر شیطان به دامان تو می اندازم؟)چون تو ما را آفریدی و به ما امر و نهی کردی و ما را تشویق کردی اوامرت را انجام دهیم و از حرف گوش نکردن ترساندی مان و برای ما دشمنی قرار دادی که برایمان نقشه می کشد و به او دسترسی هایی دادی که ما نسبت به او چنین دسترسی هایی نداریم. در دلهایمان جایش دادی و در رگ هایمان جاری اش کردی، اگر ما حواسمان بهش نباشد، حواس او از ما پرت نمی شود؛ و اگر ما فراموشش کنیم، او ما را فراموش نمیکند؛ برای گول زدن ما بیمه نامه رهایی از عذاب صادر می کند و از غیر تو میترساندمان. فَإِنَّكَ خَلَقْتَنَا وَ أَمَرْتَنَا وَ نَهَيْتَنَا وَ رَغَّبْتَنَا فِي ثَوَابِ مَا أَمَرْتَنَا وَ رَهَّبْتَنَا عِقَابَهُ ، وَ جَعَلْتَ لَنَا عَدُوّاً يَكِيدُنَا ، سَلَّطْتَهُ مِنَّا عَلَى مَا لَمْ تُسَلِّطْنَا عَلَيْهِ مِنْهُ ، أَسْكَنْتَهُ صُدُورَنَا ، وَ أَجْرَيْتَهُ مَجَارِيَ دِمَائِنَا ، لَا يَغْفُلُ إِنْ غَفَلْنَا ، وَ لَا يَنْسَى إِنْ نَسيِنَا ، يُوْمِنُنَا عِقَابَكَ ، وَ يُِخَوِّفُنَا بِغَيْرِكَ . #دعایبیستوپنجمصحیفه #دعابرایفرزندان #باکلمههایکسیکهزینالعابدینبود #بهعادترهبرشهید ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من این مصاحبه ی یمنی ها رو چندبار دیدم.
شما چی؟
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
هدایت شده از انتشارات شهید کاظمی
📘خط مقدم
روایتی داستانی و مستند از تشکیل یگان موشکی ایران با محوریت زندگی شهید حسن طهرانی مقدم.
✍️ بهقلم فائضه غفارحدادی
🎙 نسخه صوتی این کتاب را با تخفیف ویژه تهیه کنید.
👈 مشاهده و تهیه نسخه صوتی
🔖 کد تخفیف: 350
📚 انتشاراتشهیدکاظمی
🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
امروز ۱۷ سپتامبره.
دو سال پیش در چنین روزی یکی از وحشتناک ترین جنایات تاریخ بشری رخ داده.
ولی آیا تو حافظه ی مردم دنیا به اندازه ۱۱ سپتامبر باقی مونده؟
ماییم که باید شلوغش کنیم و نذاریم این جنایات آمریکا و اسراییل کوچک انگاری و فراموش بشه.
هر کدوم از ما مسئولیم.
این چند روز هر جایی که دستتون می رسه ازش حرف بزنید و محتوا تولید کنید.
#انفجارپیجرها
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
ساعت ۱۵:۳۰ روز ۱۷ سپتامبر سال ۲۰۲۴
چهارهزار پیجر که یک وسیله غیرنظامی است به صورت همزمان در لبنان و سوریه منفجر شدند و دست ها و چشمهای ۴۰۰۰ نفر از اعضای حزب الله لبنان مورد آسیب شدید قرار گرفت.
کتاب دشواری مبارک چهل موقعیت از این چهارهزار موقعیت رو روایت کرده...
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
هدایت شده از بدون مرز
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#خط_مرز
بین او و تخت بعدی یک پرده سفید بود. با دستهایی که میلرزید پرده را کنار زدم و وحشتناکترین و ترسناکترین صحنه عمرم را دیدم.
تمام صورت صالح از هم باز شده و خونی و سیاه بود. انگشتهای دست چپش قطع شده بودند و تمام بدنش پر از ترکش و جراحت بود. یک لحظه از اینکه نزدیکش شوم ترسیدم؛ ولی برای اولین بار یاد خوابم افتادم. من از خون روی دست برادرم نترسیده بودم، من او را دلداری داده بودم؛ پس باید الان هم همین کار را میکردم. رفتم جلوتر و گفتم: «حبیبی صالح! منم فاطمه. الحمدلله که زندهای! الحمدلله که دوباره تونستم ببینمت!» دستم را گذاشتم روی دست چپش؛ همان جایی که دست برادرم را گرفته بودم. سرم را بردم زیر گوش صالح و آرام گفتم: «تو با حضرت عباس همدردی کردی. من هم سعی میکنم با حضرت زینب همدردی کنم.»
هیچ جای سالمی روی صورتش نبود که ببوسمش؛ سرشانهاش را بوسیدم.
📚| کتاب دشواری مبارک؛ صفحه 145
✍️| به قلم فائضه غفارحدادی
📍| انتشارات سوره مهر
🔸با بدونمرز همراه باشید؛
eitaa.com/bedun_e_marz
هدایت شده از بدون مرز
988.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#خط_مرز
❤️ من بهت افتخار میکنم. پیش امام حسین رو سفیدم کردی!
توی بیمارستان «رزق» پیدایش کردیم. توی اتاق عمل بود.هشت ساعت بیرون اتاق نشستم و قرآن و دعای توسل خواندم. وقتی آوردند، نمی توانستم نگاهش کنم. طاقت زخمی دیدنش را نداشتم. وقتی به هوش آمد اولین جملهاش این بود: «مادرم کو؟» رفتم نزدیکش و گفتم: «من اینجام عباس کنارتم.» با صدای آرامی که از ته چاه میآمد: «گفت ناراحت نشیها من حالم خوبه. الان دیگه پیش حضرت عباس شرمنده نیستم.»
اشکهای گوشه چشمم را پاک کردم و گفتم: «نه، پسرم من ناراحت نیستم. بهت افتخار هم میکنم، پیش امام حسین رو سفیدم کردی!»
📚| کتاب دشواری مبارک؛ صفحه ۱۵۳
✍️| به قلم فائضه غفارحدادی
📍| انتشارات سوره مهر
🔸️با بدونمرز همراه باشید؛
eitaa.com/bedun_e_marz