نتیجه ی رزمایش امروز:
جنگ سخته! 😅
من از آفتاب و سردرد و کمردرد شکست خوردم.🫠🙄😬
خودم برا خودم دستور عقب نشینی صادر کردم.🥲
به اولین مترو که رسیدم خودمو منتقل کردم پشت جبهه!🥴
#خداقوتدلاور!
#خستهنباشیپهلوان!
#واقعارزمندههاچیمیکشنتوبیابونا🥲
#شیرمادرحلالتون!
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
پسرا ساعت ۱۲ برگشتن.
گفتن از ساعت ۱۰ راه باز شده و دیگه به سرعت تا جایگاه رفته اند و مورد تشویق مردم هم قرار گرفته اند.
یعنی اگه دو ساعت هم تحمل می کردم الان حس فاتحانه ای که اونا داشتند رو من هم تجربه می کردم.
حسی شبیه فتح قله! سخت ولی شیرین....
واقعا جهاد سخته
ولی استقامت از اون سخت تره....
یاد این جمله از آقای شهیدمون افتادم:
مبارزه کنید
وقتی که دیدید دارید شکست میخورید باز هم مبارزه کنید، تا برسید به آن لحظه ای که دیگر یقین میکنید که هان! حتما شکست خواهید خورد؛ بازهم مبارزه کنید! وقتی در آن لحظهای که یقین دارید حتما شکست میخورید باز به تلاش و کوشش و مبارزه خود ادامه دهید،
آن وقت پیروزی و فتح نصیبتان خواهد شد.
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📖 من از کجا با اسم و شعر شهریار آشنا شدم؟
🎙 «...بنده در سنین مثلاً چهارده پانزده سالگی، با اسم #شهریار آشنا شدم و رفتم دنبال دیوان شهریار که در کتابخانه آستان قدس این دیوان بود؛ تازه چاپ شده بود؛ به نظرم یک دیوانِ سه یا چهار جلدی بود؛ گشتم این شعر [علی ای همای رحمت] را پیدا کردم، با اشعار دیگرِ او هم آشنا شدم.»
🌷شهید خامنهای | ۱۳۸۵/۶/۲۶
نوشکا؛ نوشیدنیهای کاغذی
http://ble.ir/join/85kT3xV3Dp
17.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 خاطره عجیب شهید تنگسیری...
📽 یک اتفاق عجیب و تکاندهنده، آنهم از زبان خودِ نویسنده…
شهید تنگسیری تنها دو روز پیش از شهادتش این کتاب را خواند و در صفحهی اولش یادداشتی با دستخط خودش نوشت چند روز بعد، همان کتاب با آخرین یادگار شهید به دست نویسنده رسید...
🎙با روایت حامد عسکری
🕒 هر شب حوالی ساعت ۲۲:۳۰
🔄 بازپخش روز بعد ساعت ۱۲:۳۰
📡 شبکه افق سیما
🆔 @namiran_tv
🆔 @ofogh_tv
نکته ی اول اینکه
وقت ثبت نام کارگاه تموم شد.
آقا چقدر دیقهی نودی داشتیم!
تا همین سحر داشت متن می رسید.
یعنی تو دو روز گذشته به اندازه هشت روز قبلش آثار ارسالی داشتیم🤭😅
چون تعداد زیاده یه وقتی لازمه که همه رو با دقت بخونم.
ان شاالله به برگزیده ها تا دهم مهر اطلاع رسانی میشه.
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
دوم اینکه پست های پیجری اینجا باعث شد دوست و آشنا هر پست پیجری ای اطراف شون دیدن برا من فرستادن.🤪
حیفم می یاد تک خوری کنم.
بعضیاشون که خاصند رو می ذارم براتون.
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
هدایت شده از بیسیمچی مدیا 🎬
تصویری از رهبر معظم انقلاب در عیادت سفیر سابق ایران در لبنان
بعد از انفجار پیجرها
@BisimchiMedia
✅ یادداشت کمتردیدهشدهٔ رهبر شهید خطاب به جانبازان حزبالله جنایت پیجری
🔹عزیزان من! از امتحان الهی سربلند بیرون آمدید. صبر و استقامت شما یکی از برترین جهادهاست. شفا و عافیت و عاقبتبخیری شما را از خداوند متعال مسألت میکنم.
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
هدایت شده از بدون مرز
13.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#خط_مرز
🔹این چرا داره خودش رو میکشه؟!
«اونارو میشناسی؟» نگاه مترجم با پیگیری جهت انگشت من میرسد به دو نوجوان که توی گعدهای نشستهاند و صدای خندهشان بلند است و هیچکدام چشم درست و حسابی ندارد که اشارۀ مستقیم من بهشان بربخورد. میگوید: «آره، اونا رو همه میشناسن! حسن و علیان. توی هر جمعی باشن صدای خنده ازش بلند میشه.»
روایت مادر حسن:
من توی اتاق بودم که پیجر صدا داد. همسرم از اتاق دیگری که میز کارش بود حسن را صدا زد و گفت: «اون رو از شارژ بکن بیار!» صدای پای حسن را روی پارکتها میشنیدم که رفت سمت شارژر. صدای علی هم آمد که گفت: «این چرا داره خودش رو میکشه؟!» و بعد رفت نزدیک حسن. صدای بعدی، صدای انفجار بود. تا بفهمم چه شده علی با صورت خونی آمد جلوی اتاق و من جیغ کشیدم. اما صدای جیغ دخترم رقیه که رفته بود پیش حسن از من بلندتر بود. دویدم سمت سالن. حسن دستهایش را گذاشته بود روی صورتش و همه جا خون بود؛ اما خودش ساکت بود و چیزی نمیگفت. به سر زنان رفتم نزدیکش. «مامان من خوبم.» به سرعت حاضر شدیم و هردویشان را بردیم بیمارستان.
فکر میکردم مثلاً چیزی اتصالی کرده و ترکیده. تازه توی بیمارستان بود که فهمیدم چه فاجعهای اتفاق افتاده. بیمارستان مثل صحرای محشر بود...
📚| کتاب دشواری مبارک؛ صفحه 39
✍️| به قلم فائضه غفارحدادی
📍| انتشارات سوره مهر
📍پینوشت: فیلم از جانباز نوجوان پیجری؛ «حسین ضهینی» که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده بود.
#تقویم_مقاومت
🔸با بدونمرز همراه باشید؛
eitaa.com/bedun_e_marz
هدایت شده از بدون مرز
🔻سلسله نشستهای نقدوبررسی کتاب به روایت سوره
با همراهی کتاب «دشواری مبارک»، برگزار میکند.
با حضور:
🔸نویسنده
#فائضه_غفارحدادی
🔸کارشناس
#حسن_مجیدیان
📆زمان: دوشنبه 30 شهریور
🕙ساعت 10 الی 12
📍مکان: خیابان استان نجات الهی، کوچه رضا مقدسی، پلاک 18، خبرگزاری مهر
🔸با بدونمرز همراه باشید؛
eitaa.com/bedun_e_marz