امروز صبح تا عصر در سرزمین کمیکستان با دخترهای نوجوان سر و کله زدم و واقعا کیف کردم😍
سرزمین کمیکستان چهارتا قلمرو داشت:
خیالستان
حکایتستان
جانستان
قابستان
بچه ها با ورود به سرزمین خیالستان گذرنامه ای گرفته بودند و امروز صبح هرکس ایده ای حول امید و ایران آینده و می شود و می توانیم داد و مهر ورود به قلمرو بعدی روی
گذرنامه اش خورد.
و عصر ایده را به یک داستان مناسب برای کمیک تبدیل کرد و مهر ورود به جانستان را گرفت.
فردا قرار است وارد قلمرو جانستان شوند و به طراحی شخصیت برسند و در قلمرو آخر قاب نهایی را طراحی کنند.
رویداد را مرکز امور زنان شهرداری تهران در خانه کاریکاتور ایران برگزار کرده بود.
با اساتید درجه یک و رایگان
با نحوه برخورد عالی
واقعا دمشون گرم.
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
عدم امنیت حتی می تواند نماز خواندن را تحت تاثیر قرار دهد.
#آیه_نوش
@ayenooshgah
.
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
بحث امنیت، بحث مهمّی است و من لازم دانستم از نیروهایی که در ماههای گذشته، با زحمات فراوان و فداکاریهای ارزنده و برجسته توانستند اعاده امنیت کنند و به برکت آنها در این منطقه امنیت مستقر شود، تشکّر کنم.
این اجتماع عظیم شما، بنده را وادار میکند که درباره امنیت - که امروز یکی از مقولات اساسی جامعه و کشور ماست - چند کلمهای عرض کنم:
امنیت، نعمت بزرگی است. در قرآن هم راجع به امن و امنیت سخن رفته است. در هر جامعهای، زمینهی لازم برای پیشرفتهای مادّی و معنوی، امنیت است.
البته افراد برجستهای هستند که در فضاهای ناامن هم کارهای بزرگی انجام میدهند؛ در زیر فشار اختناق رژیمهای ظالم و ستمگر - همانگونه که قبل از انقلاب در این کشور بود - کسانی بودند که در همان ناامنی هم کارهای بزرگی میکردند؛ لیکن شرط حرکت عظیم اجتماعی برای یک ملت، در درجهی اول «امنیت» است.
امنیت هم انواعی دارد؛ یکی از آنها امنیت نظامی و انتظامی است که شما ملاحظه میکنید در بعضی از مناطق عالم، از لحاظ نظامی و انتظامی ناامنی هست. این، بخشی از مقوله امنیت است. امنیت سیاسی و اقتصادی و فکری و عقیدتی هم داریم که همه اینها مقولات بسیار با اهمیتی است.
بیانات آقا در دیدار جمعی از بسیجیان؛ ۱۳۷۸/۶/۱۰
#آیه_نوش
#سخن_بزرگان_طورش
.
دیمزن
مرد بزرگی بود.
۹۹ساله
از آنها که امامان شیعه در وصفشان گفتهاند:
شیعیان کمزحمت ما
ریزجثه بود و حافظهاش حیرتانگیز
آنقدر شهره بود به حافظه قوی و ارتکاز ذهنی که برخی مقالات تاریخی را - از نظر صحتوسقم مستندات تاریخی - برای اصلاح برای او میفرستادند.
شاید اگر قرار باشد نظیری برای او در مکلاها نام ببرم، «محمدعلی موحد» باشد.
فرم ابرو و چشمانش، نافذ بود و دقیقالنظر
مُستَشکِل درسهای فقهی آیات تقلید دیگر در درسهایش حاضر میشدند.
همشاگردی «جاویدنام سیدموسی صدر، شهید آیتالله سیدمحمد حسینی بهشتی، شهید آیتالله مرتضی مطهری»
و استاد بسیاری در حوزه: آیتالله سیدمجتبی خامنهای، آیتالله سیدحسن مصطفوی خمینی و...
فقیه بود اما تا سالیان سال نه رساله توضیحالمسائل بیرون میداد نه سایتی داشت.
متواضع، خوشمحضر، اهل خاطره و پیادهروی
بسیاری از نَقلونُقلهایی که بعدها از او ماند و در کتاب چندجلدی محشر «جرعهای از دریا» در فصل طریقیات چاپ شد، در همین پیادهرویهای روزمره، از منزل تا حرم، کلاس درس و بالعکس از وی ثبت شد.
همین الان در «نرمافزار باد صبا»، بخشی هست برای انتخاب نحوه اعلان و اعلام اوقات شرعی که برای موسسهای است - موسسه ولا اهل بیت - که توسط شاگردان او اداره میشود.
همسری نیکو داشت که فرزندانی باسواد برایش تربیت کرد.
امام جماعت سالیان سال حرم حضرت معصومه (س) بود
و میشد شبها به اعتبار نفسکشیدن او در قم، سر بر بالین گذاشت و فخر فروخت.
مردی متولد اسفندماه ۱۳۰۶، از پدری بزرگ و فقیه و نامور - آیتالله سیداحمد زنجانی - که مایه مباهات شهر زنجان بودند و به شوخی گاه دربارهاش میگفت:
«پدرم برخلاف بقیه علما خیلی راحت صیغه طلاق را بین زوجین جاری میکرد».
او، واپسین ساعات ۲۹م شهریورماه ۱۴۰۵، در سالروز میلاد امام حسن عسکری (ع) در اثر عارضه ریوی و کهولت سن، برای همیشه به یک سفر بیبازگشت رفت.
خدایش بیامرزد.
سفر بهخیر و بیخطر جناب آقاسیدموسی شبیری زنجانی
...
در لینک زیر در تلگرام میتوانید جرعههایی از خاطرات شیرینش از دیگر علما و بزرگان ایران را - که محصول آن حافظه بینظیرش بود - بخوانید.
https://t.me/Adropfromthesea