کنارش نشستی و داری نگاهش میکنی
یهویی یادت میاد ممکنه آخرین باری باشه که اون چشمارو میبینی؛)
MeowSu
کنارش نشستی و داری نگاهش میکنی یهویی یادت میاد ممکنه آخرین باری باشه که اون چشمارو میبینی؛)
همچی خوبه که یهویی یادت میاد بلاخره یروزی جدا میشید و هیچوقت دیگه نمیتونی بهش پیام بدی و بگی که چقدر دوسش داری؛)
MeowSu
همچی خوبه که یهویی یادت میاد بلاخره یروزی جدا میشید و هیچوقت دیگه نمیتونی بهش پیام بدی و بگی که چقد
همچی اوکیه تا وقتی یهویی اورتینک میاد سراغت و میگه فکر میکنی بازم ممکنه ببنیش ؟ شاید این آخرین باری باشه که داریش...؛)
تو این روزهای شلوغی که روزم به سختی میگذره و مدام دارم خودم رو از باتلاقی که تا کمر توش غرقم لطفاً صبرم رو امتحان نکنید، مطمئن باشید که رفتار شایستهای از من نمیبینید.
وای حاجی یه وسیله ایی روی میز تحریرم بود برداشتم داشتم پلاستیکشو باز میکردم یهویی یه صدایی توی سرم گفت شاید واسه تو نباشه خب وسایل و گذاشتم زمین با صدای بلند گفتم لابد واسه ننته!
بعد ۱ساعته شبیه کصخلا فکر میکنم ننش کیه🤣🤣🌚
MeowSu
لطفا به مرگ فکر نکنید من یه بار یکی رو از دست دادم و واقعا دلم نمیخواد دوباره توهم یکی دیگرو هم بز
؛)) درسته راجبش دیگه حرف نیمزنم
ولی به این معنا نیست که داغش سرد شده
به این معنا نیست که هنوزم توی سرم چتامونو مرور نمیکنم
به این معنا نیست که مثل سگ از دلتنگی گریه نمیکنم
به این معنی نیست که توی دفترم ساعت ها باهاش حرف نمیزنم
من فقط نمیگم که چقدر دلم برای وال کوچولوم تنگ شده؛)