eitaa logo
💞دختر چراغ خونه💞
3.3هزار دنبال‌کننده
13.8هزار عکس
5.1هزار ویدیو
163 فایل
پاتوق دخترونه🌸😍 📌کپی مطالب با #ذکر_سه_صلوات آزاد است😇 🌹🌱مشاوره رایگان 👇 @Mjeragekhoneh 🌹🌱تبادل،انتقادوپیشنهاد: @SH313F
مشاهده در ایتا
دانلود
وسط یک شهر یه چاهی بوده ، ‌هی ملت میفتادن توش زخم و زیلی میشدن ، میان تو شهرداری یک جلسه برگذار میکنن که واسه این مشکل یک راه حلی پیدا کنن ، یکی از مهندسا پا میشه میگه : یافتم ! ما یک آمبولانس می‌گذاریم بغل این چاه ، ‌هرکی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان 😃 ملت همه هورا می‌کشن ... آفرین ! ایول ! دمت گرم ! یک مهندس دیگه پا میشه میگه : الحق که همتون نفهمید ! آخه اینم شد راه حل ؟! ملت میگن ، خوب تو میگی چی‌کار کنیم ؟؟ یارو میگه : بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان ، که بدبخت جون داده ... ما باید یک بیمارستان کنار این چاه بسازیم ، که همه بهش سریع دسترسی داشته باشن 😕 ملت دیگه خیلی حال میکنن ، کف میزنن سوت میکشن ، که ایول بابا تو چه مخی داری ! یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه : آخه این شد راه حل ؟! این همه خرج کنیم یک بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه ؟؟ مردم تعجب میکنن ،‌ میگن : خوب تو میگی چیکار کنیم ؟؟ یارو میگه : بابا این که واضحه ، ما این چاهو پر می‌کنیم ، میریم نزدیک یک بیمارستان یک چاه دیگه میزنیم 😐😂😂😂😂 🤣🤣🤣 😍دخترچراغ خونه😍 🍃💞@do313khtar💞🍃 ❌کپی بدون فوروارد جایز نیست🚫
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
* .📸✨. . . . . | 🌱 | 🦋 | 🌸 💛خوب‌کردی‌که‌رُخـ... از‌آینه‌پنهان‌کردیـ... هر‌پریشان‌نظریـ... لایق‌دیدار‌تو‌نیستـ...💛 . 😍دخترچراغ خونه😍 🍃💞@do313khtar💞🍃 ❌کپی بدون فوروارد جایز نیست🚫.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌺 داستان غدیر 🌺 قسمت شانزدهم محمد به ساعت⏰ نگاه کرد. شب🌘 از نیمه گذشته بود . ماه 🌙، روشن و مطمئن، از توی قاب پنجره، پیدا بود. کنار پنجره رفت به آسمان بلند سرمه ای شب خیره شد. ستاره ها به او چشمک میزدند. از اینکه غدیر ، دیگر برایش پیغام نمی فرستاد، دلتنگ بود . اما ته دلش، روشن بود و مطمئن ، عین ماه🌛 روز بعد،وقتی محمد داشت توی اتاقش درس🙇‍♂ می خواند. مادر، در اتاقش را باز کرد تا بگوید ، مواظب باشدو پنجره اتاقش را چند روزی، باز نکند. گفت یک یا کریم پشت دیوار اتاقش،، تخم🐣 گذاشته است. و مادر از پشت سر دید که شانه های محمد لرزید. سر شام، پدر به محمد گفت: شنیده ام یک یا کریم..... . محمد بغض😢 کرد ،علی خندید و گفت: بگذار یقین چون پرنده ای در نگاهت لانه کند. محمد خیره نگاهش کرد :پس کار تو بود؟ علی شانه ای بالا انداخت: نه بابا، من فقط وسیله بودم. پدر می گفت و من جواب ها را به تو می‌رساندم. محمد پرسید: پس آن خواب..... ؟ پدر🧔 از بالا عینک، نگاهش کرد، بعد از خواب تصمیم گرفتم غیر مستقیم به همه‌ی سوالهایت جواب بدهم. فکر نکردم آن خواب، زمینه ی خوبی برای گفتن این حرفاست. علی گفت: برای من هم بد نشد. خیلی از سوالها، برای من هم سوال بود. مادر🧕 سرش را پایین انداخت و گفت:« بیخودی نگران بودم😒» محمد پنجره را نگاه کرد « اما، آن پرنده.....؟!» سکوت اتاق را پر کرد. خود را بیازمایید: 1⃣ چرا با وجود آن همه مردم، بعضی افراد از قبول بیعت غدیر خود داری کردند؟😞 2⃣اگر اسلام کاملترین دین است، پس پیامبر چه نیازی به تعیین جانشین داشت؟ 3⃣ چرا جانشین پیامبر این همه اهمیت دارد؟ 4⃣ پیامبر،چه کسانی را به عنوان معلم👩‍🏫 و بیانگر قرآن معرفی نمود؟ 5⃣ پیامبر در روز غدیر، در مورد حضرت مهدی چه مطلبی بیان داشت؟ 🌹🌹 پایان 😍دخترچراغ خونه😍 🍃💞@do313khtar💞🍃 ❌کپی بدون فوروارد جایز نیست🚫
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💞💞💞💞به خدا گفتم : .... 😍دخترچراغ خونه😍 🍃💞@do313khtar💞🍃 ❌کپی بدون فوروارد جایز نیست🚫
😍دخترچراغ خونه😍 🍃💞@do313khtar💞🍃 ❌کپی بدون فوروارد جایز نیست🚫
در گوشه ی قلب من فقط غم مانده یک کوه غم و غصه و ماتم مانده تقویمِ دلِ سوخته ام می گوید: ده روز فقط تا به مانده!! ♨️ 😍دخترچراغ خونه😍 🍃💞@do313khtar💞🍃 ❌کپی بدون فوروارد جایز نیست🚫
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا