امشب به قصه ی دل من گوش می کنی
فردا مرا چو قصه فراموش می کنی
این دُر همیشه در صدف روزگار نیست
می گویمت ولی توکجا گوش می کنی
دستم نمی رسد که در آغوش گیرمت
ای ماه با که دست در آغوش می کنی
در ساغر تو چیست که با جرعه ی نخست
هشیار و مست را همه مدهوش می کنی
می جوش می زند به دل خم بیا ببین
یادی اگر ز خون سیاووش می کنی
گر گوش می کنی سخنی خوش بگویمت
بهتر ز گوهری که تو در گوش می کنی
جام جهان ز خون دل عاشقان پر است
حرمت نگاه دار اگرش نوش می کنی
سایه چو شمع، شعله در افکنده ای به جمع
زین داستان که با لب خاموش می کنی
#هوشنگ_ابتهاج
@dobeit | دو بیت شعر
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه کردهای تو با دلم که از تو پیش دیگران
گلایه هم که میکنم شعر حساب میشود
#کاظم_بهمنی
@dobeit | دو بیت شعر
دل بریدم تا نبینم دوست با من دشمن است
دل بریدن، گاه تنها راه عاشق ماندن است...
#فاضل_نظری
@dobeit | دو بیت شعر
بعضی کلمات "مرهم" جانند
روزی چندتا تک بیتی ناب بیشتر نمیذاره؛
کم اما جانفزا
@dobeit | دو بیت شعر
در ته یک پیرهن، چون بوی گل با برگ گل
هم ز یکدیگر جدا افتاده و هم با همیم
#صائب_تبریزی
@dobeit | دو بیت شعر
همنشینی با کسی دلتنگیام را کم نکرد
کاش میشد لحظهای از دست تنهایی گریخت
#فاضل_نظری
@dobeit | دو بیت شعر
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نَیابَم به قدر وسع بکوشم...
@dobeit | دو بیت شعر
و دختری که تویی، ماه سنگِ پایش بود
غروب دهکده در حسرتِ صدایش بود
و دختری که تویی، دعویِ خدایی داشت
میان این همه زن هر کسی به جایش بود
و دختری که تویی، در سکوت گهواره
حدیث حافظ و خیام لایلایش بود
و دختری که تویی _ حرف جدیاش به کنار_
چه نکتههای لطیفی که در اَدایش بود
به اخم قاصدکی سیر میشد از دنیا
کسی که عطر گل از کودکی غذایش بود
کسی که با منِ تنها غریبگی میکرد
و دوردستترین چشمه آشنایش بود
خبر گرفتم از ابلیس، کشتهمردهی او
فرشته را نظر انداختم، فدایش بود
و دختری که تویی آخ دختری که تویی
در انتهای جهان بود و ابتدایش بود
کسی نگفت که آن اتفاق پیچیده
جهان درهم من یا سگرمههایش بود
#سعید_مبشر
@dobeit | دو بیت شعر
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس
ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را
سعدی!چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو
ای بیبصر! من میروم؟ او میکشد قلاب را
@dobeit | دو بیت شعر