2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نه مرا خواب به چشم و نه مرا دل در دست
چشم و دل هر دو به رخسار تو آشفته و مست
#امیرخسرو_دهلوی
@dobeit | دو بیت شعر
بنایی با شکوه از آجر شک ساختم من هم
به بامش پرچم فرزانگی افراختم من هم
ز نافرمانی دل چون شنیدم با «سپاه عقل»
به سوی عشق با «شمشیربرهان» تاختم من هم
به جنگی نابرابر رفته بودم، سادگی کردم
به کوهی استوار از دور سنگ انداختم من هم
یکی ایمان خود را باخت اینجا دیگری جان را
نماندم جا و در عشقش دلم را باختم من هم
تو تنها نیستی ای دل که تاوان میدهی اینجا
تقاص دیدن آن چشم را پرداختم من هم
پس از یک عمر دوری دیدمت بادیگری ای دوست
مرا نشناختی؟ باشد، تو را نشناختم من هم
#فاضل_نظری
@dobeit | دو بیت شعر
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شرابِ تلخ میخواهم که مردافکن بُوَد زورش
که تا یک دَم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش...
+ ذوق آدما رو نکشید،تکرار شدنی نیست
@dobeit | دو بیت شعر
دریغ می کنی از من نگاه را حتی
و نیز زمزمه ی گاه گاه را حتی
من و تو ره به ثوابی نمی بریم از هم
چرا مضایقه داری گناه را حتی؟
تو اشتباه بزرگ منی، ـ ببخشایم
به دیده می کشم این اشتباه را حتی
به من که سبز پرستم چه گفت چشمانت؟
که دوست دارم ـ بخت سیاه را حتی
به دیدن تو چنان خیره ام که نشناسم ـ
تفاوت است اگر راه و چاه را حتی
اگرچه تشنه ی بوسیدن توام ـ ای چشم!
بخواه، می کُشم این بوسه خواه را حتی
بیا تلالوء شعرم بر آب ها ـ امشب
تراش می دهد الماس ماه را حتی
#محمد_علی_بهمنی
@dobeit | دو بیت شعر
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی
حکم آن چه تو فرمایی
@dobeit | دو بیت شعر
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا
شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
این سفر راه قیامت میروی تنها چرا
#شهریار
@dobeit | دو بیت شعر