مثلا با وجود نماز خوندن، بازم درگیر گناهان کوچیک و بزرگ میشیم، با اینکه میدونیم خدا تو قرآن گفته نماز از زشتی ها وگناهان آدم رو دور میکنه!..
میخوایم قرآن بخونیما،
ولی حالشو نداریم
میخوایم نماز اول وقت بخونیما،
ولی نمازمونو میزاریم برای لحظه آخر،
چه بسا بعضی وقتام خدای نکرده قضا میشه...!
میدونی چرا روحمون اونجور که باید از نماز تاثیر نمیگیره؟
یا اصلآ چرا با خوندن دعای عهد، قرآن، حال نمی کنیم؟ لذت کافی رو نمی بریم؟
میدونی، داریم حفظی عمل می کنیم!
طبق عادت هر روز نماز می خونیم..
طبق عادت دعای عهد می خونیم..
طبق عادت دفتر خودسازی پر می کنیم...
اونم اینکه وقتی ما یه کاری رو از روی عادت انجام میدیم، دوتا خاصیت در اون کار به وجود میاد!.
دو تا خاصیت متضاد!..
خاصیت خوب اینکه وقتی ما به انجام کاری عادت کنیم، اون کار برامون راحت تر و سریع تر میشه!
و اما خاصیت بد...
هرچی بیشتر به انجام یک کار عادت کنیم، از توجهمون به اون کم میشه..!
اون کار، تبدیل میشه به یه کار طبیعی، غیر فکری و غیر هدفی!
یه تحلیل کوچولو داشته باشیم تا اینجا
گفتیم عادت به انجام یه کار باعث میشه تبدیل بشه به یک عمل غیر فکری
پس برای اینکه خیلی از کارهامون طبق عادت نباشه و هدفمند باشه،
باید درباره اون کار ها تفکر داشته باشیم!
درباره ی نفسِ کار ها فکر کن!
کار های خوبی که می کنی رو تحلیل کن!
کار های بدی که ازشون دوری می کنی رو تحلیل کن!
برو دنبال فلسفه ی کار ها!
خفن باش!
متوجه باش داری چی کار می کنی!!
بابا، یکم کارآگاه بازی دربیار!😄