فلسفهـ زندگے انسان در این جملهـ خلاصه
مۍشود، فدا کردن آسایش زندگے برای
فراهم آوردن وسایل آسایش زندگے . .
- شریعتـےِعزیز˘˘!
زندگے چیستـ به جز بوسیدن ابرها همان
حین کھ باد نوازش دارد یا کھ بوسیدن
فرزند بھ دست مادر(:『فاطمهابراهیمے』
هر روزی کهـ بگذرد، قسمتے از وجود تو
را با خود میبرد وجود تو همان شمارش
روزهای عمر توستـ -ابوالائمھ؛ شرحغرر'
زندگے انسان تمثیل مسافرۍ است کھ از
خانه موقت بِسوۍ مستقر ابدۍ خویش
بار می بندد پس اگر این خانہ ها مجازۍ
اند دیگر چھ جاۍ دل بستن و حسرت
بردن ꔷ͜ꔷ ‹ آوینۍعزیز(: ›
نھ ز دریا ترس نهـ از موج و کف . .
چون شنیدۍ تو خطابِ لا تخف !'
جنابِمولوۍ🌱.
بين شكست و پيروزۍ يك قدم بيشتر
فاصلھ نيست و مردم از ترس شكست؛
شكست مۍ خورند! -ناپلئونبناپارتـ
هنگامۍ کھ از چیزۍ مۍترسۍ خود
را در آن بیفکن؛ زیرا گاهے ترسیدن از
چیزۍ؛ از خود آن سختتر است . .✿
⸤امامعلے؏، نھجالبلاغه⸣