eitaa logo
[مـَهدآ‌³¹³¦𝒚𝒂𝒓𝒂𝒏 💙]
250 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
845 ویدیو
2 فایل
؏َسَّـــلآمُ عَلـَــیْڪَ یآ صآحِـــبً اݪــــزَمآنْ🖐🏻♥️✨ طُ بخواه تا که به سویت زِ هَوا سبک تر آیم! 💕✨ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ کپی:عضو‌کانال‌باشید‌‌و‌ذکریه‌صلوات ✨ اطلاعات و خدمات😍👇🏻 @enfo_mahda
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
{زمان بر امتحان من و تو ميگردد تا ببينند كه چون صدای «هل من ناصر» امام عشق برخيزد چه می‌كنيم...} شهید سید مرتضی آوینی
بسیجۍ،یعنۍ:ازبچگۍشھامت'!وتابزرگۍفقط‌فڪرشھادت'!💔💣
شھید‌جـٰانش‌رـٰا‌فروختھ‌درمقـٰابل‌آن‌بھشت‌و رضـٰاۍ‌الھۍرـٰاگرفتڪہ‌ بـٰالاترین‌دستـٰاوردهـٰاست . .(: بھ‌شھـٰادت‌در‌رـٰاھ‌خـدا‌ازاین‌منظرنگاه‌ڪنیمـ؛ شھـٰادت‌،مرگ‌انسـٰان‌هـٰاۍزیرك‌وهوشیـٰار‌است‌ڪہ‌ نمۍگذارنداین‌جـٰان‌مفت‌از‌دستشـٰان‌برـود ودرمقـٰابل‌چیزۍعادیشـٰان‌نشود . .👀‼️'! ! -حضرت‌آقـٰا . .
یه روز یه خانم مثل هر روز بعد از کلی آرایش کنار آینه,مانتو تنگه و کفش پاشنه بلنده شو پا کرد و راهی خیابونای شهر شد.🍂 همینطوری که داشت راه میرفت وسط متلک های جوونا یه صدایی توجهش رو جلب کرد : ❌خواهرم حجابت !! خواهرم بخاطر خدا حجابت رو رعایت کن !!. نگاه کرد، دید یه جوون ریشوئه از همون ها که متنفر بود ازشون با یه پیرهن روی شلوار و یه شلوار پارچه ای داره به خانم های بد حجاب تذکر میده.🍂 به دوستش گفت من باید حال اینو بگیرم وگرنه شب خوابم نمیبره مرتیکه سرتاپاش یه قرون نمی ارزه، اون وقت اومده میگه چکار بکنید و چکار نکنید.🍂🍁 تصمیم گرفت مسیرش رو به سمت اون آقا کج کنه و یه چیزی بگه که دلش خنک بشه‌ وقتی مقابل پسر رسید چشماشو تا آخر باز کرد و دندوناش رو روی هم فشار داد و گفت تو اگه راست میگی چشمای خودتو درویش کن با این ریشای مسخره ات ، بعدم با دوستش زدن زیر خنده و رفتن..🍂🍁 پسر سرشو رو به آسمون بلند کرد و زیر لب گفت : خدایا این کم رو از من قبول کن !! شبش که رفت خونه به خودش افتخار میکرد گوشی رو برداشت و قضیه رو با آب و تاب برای دوستاش تعریف میکرد.🍂🍁 فردای اون روز دوباره آینه وآرایش و بعد که آماده شد به دوستاش زنگ زد و قرار پارک رو گذاشت. توی پارک دوباره قضیه دیروز رو برای دوستاش تعریف می کرد و بلند بلند میخندیدند شب وقتی که داشت از پارک برمیگشت یه ماشین کنار پاش ترمز زد : خانمی برسونیمت؟🍂🍁 لبخند زد و گفت برو عمه تو برسون بعد با دوستش زدن زیر خنده ، پسره از ماشین پیاده شد و چند قدمی کنار دختر قدم زد و بعد یک باره حمله کرد به سمت دختر و اون رو به زور سمت ماشین کشید.🍂🍁 دختر که شوکه شده بود شروع کرد به داد و فریاد اما کسی جلو نمیومد ، اینبار با صدای بلند التماس کرد اما همه تماشاچی بودن ، هیچ کدوم از اونایی که تو خیابون بهش متلک مینداختن و زیباییشو ستایش میکردن، حاضر نبودن جونشون رو به خطر بندازن دیگه داشت نا امید میشد که دید یه جوون به سمتشون میدوه و فریاد میزنه : آهای ولش کن بی غیرت !! مگه خودت ناموس نداری ؟؟🍂🍁 وقتی بهشون رسید، سرشو انداخت پایین و گفت خواهرم شما برو ، و یه تنه مقابل دزدای ناموس ایستاد !!🍂🍁 دختر در حالی که هنوز شوکه بود و دست و پاش میلرزید یک دفعه با صدای هیاهو به خودش اومد و دید یه جوون ریشو از همونا که پیرهن رو روی شلوار میندازن از همونا که به نظرش افراطی بودن افتاده روی زمین و تمام بدنش غرق به خونه 😔😔 ناخودآگاه یاد دیروز افتاد ، اون شب برای دوستاش اس ام اس فرستاد :🍂🍁 وقتی خواستن به زور سوارش کنند ، همون کسی از جونش گذشت که توی خیابون بهش گفت : خواهرم حجابت !! همون ریشوی افراطی و تندرو همون پسری که همش بهش میخندید.. اما الان به نظرش یه پسر ریشو و تندرو نبود ، بلکه یه مرد شجاع و با ایمان بود💪 دیگه از نظرش اون پسر افراطی نبود ، بلکه باغیرت بود✌️ 🌹 این جوون ریشو کسی نیست جز شهید امر به معروف و نهی ازمنکر علی خلیلی🌹 ═✧❁🌸❁✧═
حضرت محمّد(ص) نوزاد را در آغوش گرفت سر تا پای نوزاد را غرقِ بوسه کرد اشک های پیامبر جاری شد فاطمه(س) پرسید: بابا جان، چرا گریه میکنی؟! حضرت فرمود: از خدا اجازه گرفتم که به او کنیه بدهم، فاطمه(س) پرسید: کنیه ی دخترمان چیست؟! پیامبر همانطور که اشک میریخت فرمود: "ام المصائب" ❤️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🪴🌻•°•°•  اگر‌مےخواهید ڪارتان‌برڪت‌پیداڪند بہ‌خانواده‌شهدا‌سر‌بزنید ، زندگےنامہ‌شهدا‌را‌بخوانید سعےڪنید‌در‌روحیہ‌خود‌ شهادت‌طلبـےراپرورش‌دهید . . . 💛
*﷽* *💢قرارشبانه با مولا💢* ♥️⃟📿 آقاموݩ‌منٺظرھ...↯ بریم‌دعاے‌فرج‌بخوݩیم...🙂🤲🏻 اللھم‌عجل‌لولیڪ‌الفرج...🍃 📿|↫ ♥️|↫²¹ ✼اگر یک نفر را به او وصل کردی✼ ✼برای سپاهش تو سردار یاری...✼ *❤️آقای مهربونم:* *گمان کنم که زمانش رسیده برگردی* *به ساحت شب قدر ای سپیده برگردی* *هزار بیت فرج نذر می‌کنم شاید* *به دفتر غزلم ای قصیده برگردی* *زمان آن نرسیده کرامتی بکنی* *قدم به خانه گذاری به دیده برگردی؟* *مزار حضرت مهتاب را نشان بدهی* *به شهر سبز ترین آفریده برگردی* *نگاه کن! به خدا بی تو زندگی تنهاست* *قبول کن که زمانش رسیده برگردی🤲🏻🤲🏻* 💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃💐 🌸✨ *بسم الله الرحمن الرحيم*✨🌸 *🌸اِلـهي عَظُمَ الْبَلاءُ ،✨* *🌸 وَبَرِحَ الْخَفاءُ*✨ *🌸وَانْكَشَفَ الْغِطاءُ ،✨* *🌸 وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ ✨* *🌸وَضاقَتِ الاْرْضُ ، ✨* *🌸وَمُنِعَتِ السَّماءُ ✨* *🌸واَنْتَ الْمُسْتَعانُ ،✨* *🌸 وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى ،✨* *🌸 وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ والرَّخاءِ؛✨* *🌸اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد ،✨* *🌸اُولِي الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا 🌸 طاعَتَهُمْ ،✨* *🌸 وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُم✨* *🌸فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريبا✨* *🌸ً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ ؛✨* *🌸يا مُحَمَّدُ يا عَلِيُّ يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُ ✨* *🌸اِكْفِياني فَاِنَّكُما كافِيانِ ، ✨* *✨🌸وَانْصُراني فَاِنَّكُما ناصِرانِ ؛✨* *🌸يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ ؛✨* *🌸الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ ، ✨* *🌸اَدْرِكْني اَدْرِكْني اَدْرِكْني ، ✨* *🌸السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ ،✨* *🌸 الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل ؛✨* *🌸يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ ،✨* *🌸بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرينَ🌸* *و برای سلامتی محبوب غایب* *🎀اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ السَّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا .🎀* *🌺دعای منتظران درعصرغیبت🌺* *اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسکَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ لَمْ اَعْرِف نَبِيَّكَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَكَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دينى* *شبتون مهدوی*🌹 🍃🌹☆🍃🌹🍃☆🌹 🌼🕋🌼🕋🌼