5.94M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹🌷لحظات عاشقی..
۱:۲۰ به وقت عاشقی...
🌷دلتنگ حاج قاسم عزیز و رفقای شهیدشان ...
🌹شب زیارتی...
http://eitaa.com/sayarimojtabas
🌸 نهخداتوانمشخواند
🌼 نهبشرتوانمشگفت
🌸 متحیرمچهنامم
🌼 شهملکلافتیرا
🌸 میلاد با سعادت امیرالمومنین امام علی علیهالسلام مبارکباد 🌼
#جان-فدا❤
❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋
http://eitaa.com/raviannoorshohada
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
📕✏سه نیمه سیب🍎
⚘🌱حتما خبرِباخبر شدن خانواده،همه جای مشهد پیچیده که از هرطرف،دسته دسته زن و مرد ازراه میرسند تا خانه و حیاط پایین،چنین شلوغ شود.حس میکنی؛حتی پاگرد پله ها هم جایی برای ایستادن نیست. برخی فقط تسلیت میگویند،و بعضی هم هرچند اندک،سفره دلشان را باز می کنند؛حرف های شبیه به هم گاهی متفاوت... یا وقتی در این گیرو دار پرهیاهو،مهدی ات باگوشی خود،قطعه صدایی را برایت بگذارد که در آن مردی افغانی به نام محمد تانک دارد از روزهای خوش با مصطفی و مجتبی بودنشان تعریف می کند. که همه افغانی های گردان "ابوالفضل" آن ها را از همان روز اول شهیدان زنده صدا می زدند،
گفته های مرد افعانی،خیالت را دوباره به شامات می کشاند؛و می خواهی بدانی بچه هایت چه شکلی تکه پاره شده اند؛ و حل چنین معمایی به زمان نیاز دارد باید بگداری به حساب آینده و گذشت زمان، تا سرو کله ی یک مرد جنوبی پیدا شود و بگوید از این سوژه خوشش آمده برای نوشتن،و بیشتر از مادرشان خوش دارد ببیند حادثه چطور اتفاق افتاده....و هی چندمدت یک بار زنگ بزندبه تو،و بگوید که سفر دارد جور میشود.کار به جایی بکشد که تو دیگر حرفش را جدی نگیری،اما در سومین غروب از زمستان،بین دو نماز،گوشی ات زنگ بخورد و ببینی باز همان مرد تکیده ی جنوبی ست؛همان که بنا داشت برود تدمر و ابروییِ یک،و محمد تانک و دیگر همرزمان بچه هایت را پیدا کندو بپرسد حادثه چه شکلی بوده؟شب بود با روز؟اول مجتبی تیر خورد با مصطفی؟.....آخر برای آدم ها مهم است که این حوادث را بدانند؛مخصوصا برای یک مادر؛آن هم مادری مثل تو.
&ادامه دارد...
راوی:مادر شهیدان مصطفی و مجتبی و مرتضی بختی
39.09M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚘توفیق و سعادت شد روز جمعه افتخار دیدار با مادر شهید عزیز آقا محمد معماریان در منزل شان روزی مون گردید...
⚘صبح روز عاشورا بعد از قرائت زیارت عاشورا در عالم رؤیا دیدم چند نفر از شهدای عزیز از جمله فرزندم محمد در مسجد المهدی قم به دیدارم آمده و محمد پس از گفتوگو شال سبزی را که از محضر سالار شهیدان آقا اباعبدالله الحسین(ع) آورده بود، روی پایم قرار داد...
#جان-فدا❤
❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋
http://eitaa.com/sayarimojtabas
▪️زینب آخر این شبِ تاریک را سر میکند
▪️یاد از یاس و شقایق، یا صنوبر میکند
▪️این وداعِ آخر و جان دادنِ بانوی عشق
▪️عاقبت وصل حسینش را میّسر میکند
🏴 وفات حضرت زینب (س) بانوی بزرگ اسلام را تسلیت باد.
#جان-فدا❤
❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋
http://eitaa.com/raviannoorshohada
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
🌹مراسم گرامی داشت عملیات والفجر ۸
👈 زمان : پنج شنبه ۲۰ بهمن ماه، ساعت ۹ صبح
👈مکان: کرمان، حسینیه ثارالله
⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘
🌹مکتب حاج قاسم عزیز
❤ جان فدا
http://eitaa.com/sayarimojtabas
📕✏سه نیمه سیب🍎
⚘🌱و تو ذوق میکنی که قرار است پاسخی برای پرسش ها پیدا شود.برای همین است که مرد جنوبی را دعا میکنی،و منتظرمیمانی تااز خودِتدمر زنگ بزند.... زنگ می زند و از مردی که سید علی کسی که مهمان خانه اش بود ،معرفی کرده بود ،میگوید. اسمش سیدمصطفی . سید علی میگوید:سید مصطفی مسئول تیپ مستقر در کاخ،روز حادثه آنجا بوده،و حتی بین پیکرها ،پای مصطفی را با پای برادرش اشتباه گرفته و کُلی برای برادر زنده خودش گریه کرده...
وای آبجی چه حالی داشتم در آن لحظه ها!یک لحظه حس کردم نکند خودِمصطفی تو باشد؛آخر نگاهش با نگاه مصطفی توی عکس ها مو نمیزد.بلند شدم بغلش کردم و دو بازویش را گرفتم و تکان تکان دادم و پرسیدم"تو واقعا اونجا بودی؟"
هنوز احساس شرم و بیگانگی داشت. گفت:بزارفردا سر محل همه چی را بگم و شما ضبط کنید... پشت بخاری نفتی،کنارم نشست.سید علی ازمن بیشتر احساس خوشحالی میکرد.احساس اینکه یک راوی زنده برای میهمان نویسنده اش پیدا کرده، از من خواستند درباره ایران برایشان بگویم،همه مشتاق شنیدن بودند.به آنها اطمینان دادم جمهوری اسلامی ،از این ترقه بازی ها کم ندیده،و ملت ما مقتدرتر از آن است که اجازه بدهد چند جوان ناآگاه،آلت دست جبهه ی عبری و عربی منطقه شوندو بار استکبار را به مقصد برسانند.
&ادامه دارد...
راوی:مادر#شهیدان مصطفی و مجتبی و مرتضی بختی
#جان-فدا❤
❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋
http://eitaa.com/raviannoorshohada
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
🌹مراسم گرامی داشت عملیات والفجر ۸
👈 زمان : پنج شنبه ۲۰ بهمن ماه، ساعت ۹ صبح
👈مکان: کرمان، حسینیه ثارالله
⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘
🌹مکتب حاج قاسم عزیز
❤ جان فدا
http://eitaa.com/sayarimojtabas
📕✏سه نیمه سیب🍎
⚘🌱داعشی ها همه را شهید و مجروح کرده بودندسیدمصطفی که در ابروییِ دو مستقر بود،کله سحر خودش را به ابروییِ یک میرساندتا از وضع برادرش باخبر شود. خودش میگفت که تو صورت شهدا نمی توانسته نگاه کندو فقط بدن هایشان رانگاه میکرد.وقتی نگاهش به پایی شبیه پای برادرش می افتد دودستی برسر میزند و می نشیند به گریه کردن؛اما بهو یکی با نوک پوتین میزند به کمرش.وقتی نگاه میکند،ناباورانه برادرش را بالای سرش می بیند. با خوشحالی شکر خدا میکند. او اما هنوزم نمی دانسته دو پیکری که کنارهم افتاده بودند،مجتبی و مصطفای تو باشند.فقط می دیده یک دست آن یکی که تیر به چانه اش خورده و از پشت سرش در رفته بود، روی سینه ی آن یکی بوده که پا نداشته.پیکرها،شش تا بوده؛اما بحث روی همان دو تا داغ بود.دوروبری ها،آنها را دوپسرخاله صدا می کردند. روحش خبر نداشته آن یکی که پایش پریده بود،هم نام خودش مصطفی است. و بشیر،اسم واقعی اش نیست.روزهای قبل که سید می آمدو به برادرش سر می زده،در همان خط می دید و خبر داشته که وصف ادب و عبادت این دو پسرخاله،زبان زد بوده است...
&ادامه دارد...
داوی:مادر#شهیدان مصطفی و مجتبی و مرتضی بختی
#جان-فدا❤
❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋
http://eitaa.com/raviannoorshohada
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
هدایت شده از بنیاد بانوان شهیده(فهیمه سیاری)
#سبک_زندگی_شهدایی 🌷
🌱 همیشہ همسرداریش خاص بود؛
وقتی مےخواستیم با هم بیرون برویم، لباسهایش را مےچید و از من مےخواست تا انتخاب ڪنم؛
از طرف دیگر توجہ خاصی بہ مادرش داشت.
هیچ وقت چیزی را بالاتر از مادرش نمےدید،
تعادل را رعایت مےڪرد؛
بہ خاطر دل همسرش دل مادرش را
نمےشڪست؛
و یا بہ خاطر مادرش بہ همسرش بـےاحترامی نمےڪرد...☑️
✍ بہ روایت همسر ...
#شهیدمدافعحرممهدینوروزی
#یادش_با_صلوات
#جان-فدا❤
❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋❄🦋
http://eitaa.com/raviannoorshohada
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani