بچهابریددیگہبابارفتنیہ...
چہرهیبابازردشدهازاینزخمسر😭
زینبهیمیادپیشہبابامیگہ
باباتودیگہتنہاموننزار..💔
باباماهنوزبانبودهمامانکنارنیومدیم...
هیمیگفتباباچرا
زخمسرتانقدبازشده😭
بابامنتحملندارماینطورےببینمت
مولابابےحالےفرمودند:حـسنجانبیا
پسرمازابجےزینبتخوبمراقبتڪنیا
اخهخواهرتڪلیدردوسختےرو
میخوادتحملڪنه...😭😭💔
نمیدونمچراهمهمیگفتنامامحـسن
حالشبابقیہبچههاےعلۍفرقدارھ...
مردممدینہنمیدونستنکہ
یهروزتوکوچههایباریکمدینہ
امامحـسنوقتےپیشهمامانشداشت
میرفتچہاتفاقےروباچشمشدید...💔
میگفتبابادیدممامانمروتوڪوچہ
سیلےزدنولےهرچقدرخواستممنمبزنمش
قـدمنرسیدرونوکپامرفتمولیبازمنرسید😭
بچهاییتیمصداےگریہهاشون
کلهمدینہروبرداشتہبود...🥀
فکنکلیبچهکههرچقدرپولپسانداز
کردهبودنروبرداشتنتابرایباباعلی
یهکاسهشیربخرن...💔
اقاجانمابندہهاےگنهکارتباکلے
گناهاومدیمدمهدرهخونت...💔
اقامیدونممیبخشیم
ولےازخجالتچیکارڪنم..😔