از ته قلبم براتون آرزو مى كنم هيچوقت مجبور نشيد واسه گفتن يه "دلم برات تنگ شده" ى ساده، از خودتون سوال كنيد بهش بگم يا نگم؟
دلم آدم امن میخواد. واقعی. حمایتگر. قابل اعتماد. صمیمی. که آره من کنارتم. با هم درستش میکنیم. باهم میرسیم. باهم پیشرفت میکنیم. اگه بخوام گریه کنم توی بغلش باشه. اگه بخوام بخندم کنار هم باشیم. باهم رفیق باشیم. اگه هر چی شد پشت هم باشیم. موندگار، همیشگی، صمیمی.
من تورو، تو روزهایی که خودت رو دوست نداری، اندازه دو نفر دوست دارم.
ما درحالی که غمگین بودیم، دیگران رو تسلی دادیم،
درحالی که شکست خورده بودیم به دیگران امید دادیم،
درحالی که نمی تونستیم حتی لبخند بزنیم، دیگران رو خندوندیم.
با ما از قوی بودن حرف نزنید.
منتظرم برگردم به خاکی که به آن تعلق دارم
به خاکم که برسم ریشه هایم سبز خواهند شد
من کی قراره بفهمم قرار نیست چون به کسی خوبی کردم، بهم بدی نکنه.
گفتیم حرف میزنم، سکوت کردیم.
گفتیم از پسش برنمیایم، براومدیم.
گفتیم دیگه طاقت نمیارم، طاقت آوردیم.
گفتیم تنهایی مگه میشه؟ تنهایی تمومش کردیم.
گفتیم اگه بری میمیریم، رفتو هیچیم نشد.
گفتیم اگه اتفاق بیفته دیگه نمیتونیم، اتفاق افتاد هر جوری بود تونستیم.
گفتیم اگه بیفتیم دیگه بلند نمیشیم، افتادیم و خودمونو تکوندیم و باز بلند شدیم از خاک.
گفتیم سخته و غیر ممکن، سخت بود و ممکن.
گفتیم نمیشه ولی شد.
همه چی خیلی عجیب بود، به مو رسید، پاره هم شد ولی ما گره زدیم چون آدمِ پا پَس کشیدن نبودیم.
.
یه جایی نوشته بود؛
«کاش میشد بمیرم بی آنکه مادرم بفهمد.»
و من چقدر به این اتفاق نیاز دارم.
.
طوفان متوقف میشه،
شب میگذره،
درد و رنج محو میشه،
و امید هیچوقت اونقدر گم نمیشه
که نشه دوباره پیداش کرد.