عباس معروفی نگفت دوستت دارم ولی در پایان نامه نوشت :
"تو میدانی از مرگ نمیترسم؛ فقط حیف است هزار سال بخوابم و خواب تو را نبینم."
بیا مثل تام و جری، پت و مت، باب و پاتریک، سگو گربه باشیم، جنگ کنیم قهر کنیم و پارادوکس بسازیم ولی هیچ وقت از جدایی حرف نزنیم چون ما الان دوتا روح تو یک جسمیم.
من در مواجه با اتفاقات بد زندگیم تنها کاری که بلدم انجام بدم خوابیدنه، این تنها فرمولیه که تو زندگیم یاد گرفتم و قراره ادامهاش بدم.
آدما بیدلیل ازت بدشون نمیاد که؛
خودشونو با تو مقایسه میکنن،
و هربار حس میکنن خیلی مونده بهت برسن.
آدما هیچوقت نمیگن بیا کات کنیم. صرفا انقدر باهاتون بد رفتار میکنن که شما مجبور شین ترکشون کنین، و در آخر شمارو مقصر جلوه بدن.
من پذیرفتم، گذشتم و فراموش کردم، زندگی جدیدمو شروع کردم اما دروغ چرا، گه گاهی ته دلم حسرتشو میخورم که اگه میشد اگه میخواستی، چی میشد.