کم کم به مرحلهای تو زندگیت میرسی که برای نبودنها بیقراری نمیکنی، دیر جواب دادن ناراحتت نمیکنه، حساسیتهات کمتر میشن و آدمها رو تو جایگاهی از زندگیت قرار میدی که لیاقتش رو دارن.
یادآوری:
کسی که تورو وسط اقیانوس رهات کرده، هیچ حقی نداره بدونه که تو چهجوری خودتو به ساحل رسوندی.
ولي از من میشنوید هیچوقت کسی رو مجبور به انجام کاری نکنید؛
حالت رو نمیپرسه؟ نپرسه.
نمیاد ببینتت؟ نیاد.
تکست نمیده؟ خب نده.
اولویتش نیستی؟ خب نیستی.
توجه نمیکنه؟ خب نکنه.
خوبیاتو جبران نمیکنه؟ نکنه.
نگرانت نمیشه؟ نشه.
رفتار آدما وقتی با ارزشه که از ته دلشون باشه نه از سر زور و اجبار.
من سکوت کردم و دور شدم، تنها کاری که وقتی آدمها اذیتم میکنن بلدم همینه.
کاش میشد بهت زنگ بزنم و بگم: توروخدا بیا فقط چند دقیقه بغلم کن. غم ودلتنگی داره متلاشیم میکنه.
“بعضی وقتها گمان میکردم تورا فراموش کردم، اما کافی بود لحظهای در جایی ساکت، تنها بمانم.”