یه شاعر چجوری از چشم افتادنو توصیف میکنه؟ بدین شکل :
خراب شد تصویرش،
حتی اگر خدا فرستد
باران اسیدی برای تطهیرش،
برف و پاکی برای تشبیهش،
محمد و عیسی برای تضمینش،
یا که شیطان برای تقصیرش،
تمام شد؛
خراب شد تصویرش.
یاد بگیریم تا آدمها از احساساتشون خیلی واضح صحبت نکردن، هیچ قصهای توی سرمون نسازیم.
میگه :کسی تا حالا از دلتنگی نمُرده.
گفتم :مگه اونایی که مُردن، تونستن برگردن بگن از چی مُردیم؟!
این نوشته صادق هدایت یه درس بزرگه برای هممون:
یادم باشد که تنهاییم را برای خودم نگه دارم، و بغضهای شبانهام را برای کسی بازگو نکنم. تا ترّحم دیگران را با اظهار علاقه اشتباه نگیرم. یاد من باشد که فقط برای سایهام بنویسم...
ارزشی که برات قائله ازین که هیچ وقت ناراحتت نکنه مشخص نمیشه؛ بلکه ازون تلاشی که وقتی ناراحتت کرده برای جبران و درست کردن اوضاع میکنه مشخص میشه.
.
من دوستت نداشتم ؟!
من شبا گوشيمو ميزاشتم رو قفسه سینم كه لرزش پیامت بیدارم کنه جوابتو بدم.
تا حالا ندیدمش... ولی میتونم دوست داشتنشو با تمام وجود حس کنم... عشق تنها چیزیه که نیاز به چشم بینا و نابینا نداره... (:
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من آن شهرِ دورم که بغضش شکسته.