مسئلهای که در رها کردن وجود دارد این است که هیچوقت نمیدانی چه میتوانست بشود. هیچوقت نمیتوانی بفهمی میتوانستی کار را انجام دهی یا نه. و من از ندانستن دربارهی زندگیام خسته شدم.
آره دیگه راجبش گریه نمیکنم، ولی خب غذا هم نمیخورم، درست هم نمیخوابم، با کسی هم حرف نمیزنم.
Reza Sadeghi4_6035054827615031409.mp3
زمان:
حجم:
5.7M
دستمو ول نکن خدا ❤️🩹 (:
من هم روزگاری فکر میکردم عشق همه چیز را حل میکند. بعدها فهمیدم عشق به احترام بند است؛ احترام به شعور، به شخصیت، به محبت، به زمان و به علاقهمندیهای کسی که دوستش داری. عشق بدون احترام شاید ایجاد شود، اما دوام نمیآورد...
گفت از حالت بگو:
گفتم تو مرحله ای از زندگی گیر کردم
نه میتونم شرایط و تغییر بدم نه میتونم چیزی که هست و بپذیرم.
بهترین نصیحت دوستانه رو صادق کامیاب میکنه، اونجا که میگه: هر کس به اندازهای که برای ما ارزش قائل است، باید ذهن و دلمان را اشغال کند؛ نه به اندازهای که ما دوستش داریم! به نظرم نیاز هست که این جمله رو هر روز با خودمون تکرار کنیم ...
میگن آخرین فکری که قبل از خواب میکنید همون چیزیه که تو طول روز ازش فرار میکنید و اولین چیزی که صبح چشم وا نکرده بهش فکر میکنید همون چیزیه که دنبالشید، من چطوری میتونم هم دنبالت باشم و هم ازت فرار کنم؟
هر شب به خودش میگفت فردا دیگر طاقتش تمام میشود. امّا فردا که میآمد باز زندگی جریان داشت.
-مونتگو مری.
نامِ دیگرِ مرگ، زیستن در میانِ کسانیست که رنجِ تو را کوچک میشمارند.