بعضی دوستها مثل جادو هستند. وقتی یه مشکلی باشه، همین تعریفکردنش برای اون دوستت میتونه اوضاع رو بهتر کنه؛ حتی اگه دوستت ندونه چطوری میتونه حلش کنه.
-جیمز نوربری.
از خواب خستهام. به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم، چیزی شبیه به بیهوشی، برای زمان طولانی.
-عباس معروفی.
غروب جمعه وایب این رو میده که تو آخرین سامورایی باقی موندهای و لشکر غم و بدبختی و بیچارگی و و افسردگی بهت حمله کرده.
بعضی وقتا تو واسش آدم درستی هستی ولی
اون هنوز واسه داشتن آدم درست آماده نیست.
گابریل گارسیا مارکز توی کتاب صد سال تنهایی میگه:
آیا بهتر نبود که میرفت و در قبر خود میخوابید و میگذاشت رویش خاک بریزند؟! بدونِ وحشت از خدا میپرسید که آیا واقعا خیال میکند مخلوقاتش از آهن درست شدهاند که بتوانند این همه درد و بدبختی را تاب بیاورند؟!
چرا نباید صریح بگویم که دوست داشته شدن از سوی کسی که دوستش میداری آن حس و حالتی است که در واژۀ عام و عادی خوشبختی نمیگنجد.
قدرِ اون یکباری که بدجور قلبتون شکست رو بدونید، اگه الان از پس هرچیزی میتونید بربیایید صدقه سر اون اتفاقه.