.
سر تو انقدر بلاتکلیفم که هم از بودنت تو زندگیم، هم از نبودنت تو زندگیم دارم عذاب میکشم، تا خرخره ازت پرم.
بعد از جدایی، بعضیها میرن سراغ درمان زخمها و پیدا کردن خود و رشد دوباره، بعضیها هم بلافاصله وارد رابطه میشن و انتظار دارن که رابطه و آدم جدید اونها رو خوب کنه.
اما واقعیت اینه که: ما هرگز نمیتونیم کسی رو التیام بدیم، بهخصوص کسی رو که حتی از لمس زخمهای خودش هم فراریه، محاله.
واقعا عجیبه
تو ایران ممکنه واسه کسایی اشک بریزی که اصلا نمیشناسیشون، فقط انگار غمِ اونا غمِ تو هم هست.
.
هيچكس براى نجات دادنتون نمیاد، مسئوليت اين زندگى ۱۰۰٪ با خودِ شماست. لطفا بر همين اساس برنامهريزى كنيد .
وقتی یکی میگه اگه میخواست برمیگشت، من یاد وقتهایی میفتم که میخواستم، ولی هیچوقت برنگشتم.
به گمانم ذهنیتی که آدمها از خود برای هم بهیادگار میگذارند از همهچیز بیشتر اهمیت دارد وگرنه همه آمدهاند که یک روز بروند.
"عزیز من باید از جزئیات بگریزی و دور بمانی، چرا که هرچه نزدیکتر شوی و با دقتتر بنگری، رنج بیشتری میکشی."
از یه سنی به بعد دیگه وقت نمی کنید گریه کنید، دقیقا وسط کار، سر کلاس، همون موقع که داری تختت و مرتب میکنی، همونجایی که وسط یه جلسه ی مهمی و داری کارو توضیح میدی یا داری لباس میپوشی بری جایی یه تیکه از وجودت یواشکی درونت گریه میکنه و تموم میشه چون ادامه دادن تنها کاریه که میتونی بکنی.