راستش مدت هاست که از فکرکردن به آرزوهای بزرگ منصرف شده ام، چیز های ساده ای میخواهم، خانه ای دنج و چوبی، آرامش شب، صدای باران، چای، تو در آغوشم و کتاب هایم.
و قسم میخورم در تمام زندگیات هیچکس را پیدا نمیکنی که حتی کمی شبیه به من، دوستت داشته باشد؛ و همین برای یک عمر پشیمانیات کافی است.
غمگین بودن که فقط اشکریختن نیست عزیزِ من، غم گاهی به شکل ساکت شدن ناگهانی میان خنده و شادی در جمع دوستانت به سراغت میآید.
اینجا تمام آن حرف هایی است که هیچ وقت بیان نمیشود، جایی در گوشه ای میماند و احساساتی را شکل میدهد که هیچ وقت ابراز نمیشود.
وقتی عشق واقعی باشه اشتباهات هیچوقت احساسات رو عوض نمیکنن، مغز عصبانی میشه اما قلب هنوز اهمیت میده.
اینو یه جا بنویس، پین کن، نوت بردار یا هرچی نمیدونم؛ ولی همیشه یادت باشه به قول عباس معروفی:
«آدمی که همیشه هست، دیگر دیده نمیشود.»
یه روزی میفهمی عمل کردن به حرفت بهتر از حرف زدنه؛ تنهایی بهتر از رابطههای نصفه و نیمهست؛ سکوت کردن بهتر از بحثِ بیفایدهست؛ تمرکز روی خودت بهتر از دخالت در زندگی بقیهست؛ و خودِ واقعیت بودن بهتر از تقلید کردن از دیگرانه..!