eitaa logo
دانلود
آهوی آتشین من، دستانم را بگیر؛‌ بگذار انگشتانت، پناه انگشتان خسته‌ام شوند و آفتابگردان‌های خمیده‌ی دشت، که سال‌هاست سر به آستان غروب سپرده‌اند، با آمدنت دوباره رو به آفتاب بیاورند. دستانم را بگیر. تا زمین، نام تو را در ریشه‌هایش زمزمه کند و باد، عطر حضورت را‌ بر شانه‌های عریان دشت بپاشد. شاید جهان، در گرمای تو، مزه‌ی فراموش‌شده‌ی زندگی را به یاد آورد. آهوی آتشین من، اگر تو دستم را بگیری، دیگر از این همه تاریکی نمی‌ترسم؛ با تو، حتی شب نیز جرئت تاریک ماندن ندارد.
خوشگلای من) تصمیم گرفتم یه گروه بزنم برای نوشته هایی که بعضی وقتا خودم می‌نویسم و بعضی وقتا شما گوگولیا تو ناشناس می‌فرستین. دوست داشتید اونجا جوین باشید و نامه هایی که می‌نویسید رو بفرستید اگر هم انتقادی می‌خواستید کافیه بپرسید تا بتونیم به هم کمک کنیم سطح نوشته هامون بالا تر بره https://eitaa.com/joinchat/2415986399C6bd35dee2a (اگر هم صرفا میاید تا نوشته ها رو بخونید مشکلی نیست.)
آریس , دیدی ؟ براش مهم نبود.
هدایت شده از بلوب‌بلوب
عشقولا میاین چنل تلگرامم https://t.me/ptlbarwn
کاش تهش یه فرست کلس بود