خب... امروز چگونه گذشت؟ 😁
امروز دختری با صدایی بلند شد. صدایی که میگفت" پاشو فایل رو برام بفرست تا پرینت بگیرم"(فایل مربوط به امتحان بود صداهم صدای ابجیم بود😁)
خب... بعد از فرستادن فایل دوباره تصمیم به خواب گرفت. ولی اون خواب زیبا و شکلاتی 😇عمر کمی داشت. بعلهه... چشمامو باز کردم و صبحانه رو با عشق کهکشانی ترکیب کردم😋😋
و موقع امتحان رسید. جنگ سختی بود ولی تونستم امتحان رد به قتل برسونم. 💪وقتی خبر قتل امتحان رو به خانواده امتحان(دبیر) دادم خوشحال و خندان بلند شدم و به تمام شهر(خونه) اعلام کردم که امتحان به قتل رسید و حالا حالا ها ازش خبری نیست(شروع تابستون)
و پس از آن (چه ادبی حرف زدمم😮) تابستون خود را با فیلم(ذوقهایلتلبااکینندین) شروع کردم✨
بعد از دیدن فیلم و لذت بردن از تمام لحظاتش خوابیدمم🙃
(خیلی تنبلم حوصله تعریف جزئیات بعد از خواب رو ندارم همین قدر رو بپذیرید🥰)
یه چیزی بگم بعد برم
نمیدونم اینجا کسی هست که فردا امتحان تیزهوشان داره یا نه.
ولی تویی که فردا امتحان تیزهوشان داری. خسته نباشی به خاطر تلاش هایی که کردی و مطمئن باش نتیجش رو هم میبینی.
برات بهترین هارو ارزومندم و امیدوارم بهترین اتفاق برات رغم بخوره و بهترین نتیجه رو ببنی و یه اخیشی بگی و بعدش لبخند رضایت روی صورتت نقش پیدا کنه و به خودت بگی که دیدی بلاخره تلاش هام نتیجه پیدا کرد☺️. و همچنین خودت رو با استرس زیاد اذیت نکن.🙂✨
هدایت شده از "آغل قوقولی هاپو بتمنی"
از طرف آغل قوقولی هاپو به دنیای من...
این چنل به علاوه ی دیلی روزمرگی و اینا هم هست یعنی رسما یه زندگی دیگه رو تو ایتا داره پشماتون بریزه🙂