هرجا غصه دار شدی،
استغفار کن!
استغفار امانِ انسان است!
به این کار نداشته باش که چرا محزون
شده ای،
اذیتت کردند؟ گناهی کردی؟
محزون که شدی استغفار کن..
چه غمِ خود را داشته باشی چه غمِ
مومنین را..
استغفار غم هارا از بین میبرد...🌱
https://eitaa.com/havali_80/1558
نمیدونید که چنگده حال میده لف بدی بعد بیان نازتو بکشن😂🥲🖇
https://eitaa.com/havali_80/1563
چون مماغ جدیده بهت حق میدم که هیچی بویی رو استشمام نکنی😂😅
راستش خیلی وقته که
دیگه مهم نیست! کی چی میگه؛
کی چجوری راجع بهم فکر میکنه؛
کی دوستم داره؛ کی باهام مخالفه و ..
از یه جایی به بعد فقط حال روحي خودم واسم مهم شد..
ورژن قدیمیمو واسه همیشه رها کردم و شدم اینی که الان میبینم!
این ورژنم خیلی چیزا دیگه واسش مهم نیست؛
تنها چیزی که براش مهمه حال خوب خودشه!
تنها چیزی که براش مهمه اینه
که
شرمنده ی دلش نباشه..همین..
#حرفدلم
441.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این منم
اول باید خط چشم داشته باشم🐣😂
#مهمان
#فقیرك_ببابك
سر و وضعَم را ببین!
هیچچیزم به آنها که میهمانی دعوتند؛ نمیخورد..
سر و رویِ آشفته؛قلبِ تکهتکه،نفسِ بُریده چشمهای گود افتاده از اشك..
زمین خورده با دستی کوتاه که بلند شده سمت تو امانمیرسد به آغوش.ت...
سر و وضعَم را ببین!
نمیخورد میهمان باشم اما
تا دلت بخواهد شبیهِ گدایی هستم
که تکیه داده بر در خانهت..
و به هیچکس جز تو امیدی ندارد!
تو اما صاحب-خانهیِ مُحبّتی..
شبیهِ باقیِ آدمها نیستی..
بیسروپا گدایِ خانهت را هم میهمان سفرهَت حساب میکنی..
به استقبالَش میروی مینشانیش کنارِ خودت و لُقمه میگذاری دهانش..
منِ گدایِ روسیاهِ دقیقه-نودی آشفته وضع و پریشان حال رسیدهم بگویم؛
میهمان حساب کنی یا گدا؛نان بدهی یا استخوان،من یك عمر است که کاسهلیسِ سفرهیِ مُحبّت توأم.
قدِّ یك سحر یا افطار مرا کنارِ خودت بنشان ومرا به آغوشت راه بده..
پناهتر از تو برایِ ما پیدا نخواهد شد..
برایِ ما.
آدمهای دقیقه-نودیِ روسیاه و غریب...
#به_قلم_غریب
پ.ن؛
آخرین روز شعبان ۱۴۴۶
زمان:
حجم:
482.1K
بسمالله سحراول شروع شد..
خدای من حالا که من رو رسوندی به ماه مبارکت، دلم میخواد بهت بگم که عزیزدلم من یاغی نیستم ..
من یاغی نیستم! آره .. قبول دارم که این نمازایی که من میخونم، این اعمالی که من دارم اصلا هیچه، هیچه هیچ و خیلی خیلی روسیاهتر از این حرفام، خیلی نالایق تر از محبتتم ..
اما الان فقط من اومدم بگم که من سرکش نیستم، بگم که ماه رمضونیه، من برگشتم ..
بگم که ؛ فَقَدْ هَرَبْتُ إلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیکَ مُسْتَکیناً لَکَ مُتَضرِّعاً إلَیْکَ ..
روبهروت وایستادم و به سمتت فرار کردم ..
با همهی بیچارگیم، با همهی گناهام، با همهی روسیاهیم ..
من رو بپذیر و بغلم کن ..
#حرفدل
12.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رقیّه؛ یکداستانِ کوتاه غمانگیز..
«زندگیم فدای سیّده رقیّه»
خدا میدونه من چقدر این لفظ سیّده رو دوست دارم..
انگار درونش یه چیزی از زیبایی و ابهّت داره.